برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2013


خبرگزاری مهر: کمیته نوبل آلیس مونرو داستان نویس 82 ساله کانادایی را به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2013 معرفی کرد.آلیس مونرو برنده نوبل ادبی 2013 شد.

به گزارش سایت نوبل، کمیته نوبل نام آلیس مونرو داستان‌نویس کانادایی را به عنوان برنده جایزه امسال خود در حوزه ادبیات اعلام کرد.


کمیته ادبی نوبل در متن اعلامیه خود از آلیس مونرو به عنوان «استاد داستان کوتاه معاصر» یاد کرده است.

آلیس مونرو در 10 جولای 1931 در وینگهام کانادا به دنیا آمده و اکنون هشتاد و دو سال عمر دارد.

سال گذشته مو یان از چین برگزیده این جایزه مهم و بین‌المللی شده بود.

برندگان نوبل ادبی از سال 2000 به این سو به شرح زیر هستند:

2000 ـ گائو تسینگ جیان (چین)
2001 ـ وی اس نایپل (ترینیداد و توباگو)
2002 ـ ایمره کرتس (مجارستان)
2003 ـ جان مکسول کوئتزی (آفریقای جنوبی)
2004 ـ الفریده یلینک (اتریش)
2005 ـ هرولد پینتر (انگلستان)
2006 ـ اورهان پاموک (ترکیه)
2007 ـ دوریس لسینگ (انگلستان)
2008 ـ ژان ماری گوستاو لوکلزیو (فرانسه)
2009 ـ هرتا مولر (آلمان)
2010 ـ ماریو بارگاس یوسا (پرو)
2011 ـ توماس ترانسترومر (سوئد)
2012- مو یان (چین)

باستين، همراه با تو مي‌گريم و همدردي مي‌کنيم.

به نقل از سايت ورزش آلمان، اشتفان افن‌برگ شب گذشته يکي از تماشاگران بازي ياران سابقش در ورزشگاه آليانس آره‌نا مقابل تيم انگليسي در فينال ليگ قهرمانان اروپا  بود. وي پس از ناکامي سرخ‌پوشان اظهار داشت: از نظر من شکست بايرن مقابل چلسي، کاملا تلخ، ناگوار و دردناک است. بايرني‌ها کمي هم بايد از خود بپرسند چرا چنين شرايطي خلق شد.

بازيکن سال‌هاي1990 تا 1992 و 1998 تا 2002  مونيخي‌‌ها افزود: بايرن در 90 دقيقه ابتداي بازي بسيار موقعيت خلق و هدر داد. بايد در همان دقايق نتيجه مي‌گرفت.


در جدال شب گذشته دو تيم در پايان 90 دقيقه وقت معمول و 30 دقيقه وقت اضافه به تساوي يک بر يک رسيدند؛ اما در ضربات پنالتي چلسي 4 بر 3 پيروز شد.



ه نقل از اشپورت بيلد، شنبه شب ولفگانگ نيرس‌باخ همانند ميهمانان ويژه آلماني در کنار هواداران بايرن در ورزشگاه آليانس آره‌‌نا، محل برگزاري فينال ليگ قهرمانان اروپا را خوشحال و سرحال ترک نکرد.

وي از شکست بايرن، تيم کشورش در پايان ديدار دراماتيک و 120 دقيقه‌اي با حريف انگليسي ناراحت بود. از اين رو تنها به ذکر چند جمله کوتاه بسنده کرد.


وي اظهار داشت: در جدال بايرن و چلسي، فوتبالي با نتيجه‌اي عادلانه را شاهد نبوديم. واقعا غيرقابل درک است که امشب در اين مصاف چه اتفاقي افتاد که بايرن شکست خورد.


وي افزود: من که نمي‌توانم عبارتي بر اين فرم ناکامي بر زبان آورم.



 به نقل از سايت ورزش آلمان، مانوئل نوير شب گذشته در فينال  ليگ قهرمانان اروپا تلاش زيادي کرد تا بتواند نقشي در قهرماني يارانش مقابل چلسي انگليس ايفا کند.

وي پس از آنکه تيمش در 90 دقيقه معمول و 30 دقيقه اضافه يک بر يک مقابل حريف آبي‌پوش به تساوي رسيد، در ضيافت پنالتي‌ها، يک ضربه را مهار کرد و حتي ضربه سوم را به گل بدل کرد. با اين حال او و سرخ‌پوشان 4 بر 3 مغلوب و محروم از جام شدند.


دروازه‌بان 25 ساله باوارايي‌ها پس از اين شکست اظهار داشت: همه آمار و ارقام به سود ما بود. سه بار صاحب سه موقعيت کليدي شديم اما درست استفاده نکرديم.


او ادامه داد: اگر همين الان يک بار فيلم بازي را ببينيد و ندانيد در پايان چه اتفاقي افتاده، حتما خواهيد گفت بايرن مطمئنا شکست نخورده است. اما ما از خود لطمه خورديم چون در فرصت‌هاي کسب شده به حريف ضربه نزديم.



به نقل از رويترز، آرين روبن در ديدار نهايي شب گذشته ليگ قهرمانان اروپا نتوانست در دقيقه 95 بازي ماراتن‌گونه ياران باوارايي‌اش و چلسي، ضربه پنالتي‌ را به گل تبديل کند.

از اين رو او در تاريخ حيات مهم‌ترين پيکارهاي باشگاهي قاره سبز، سومين بازيکني شد که در يک بازي فينال، ضربه‌ پنالتي را در جريان بازي از دست مي‌دهد.


تا قبل از او در سال 2001 ، مهمت شول، هافبک بايرن مونيخ در جدال با والنسيا يک ضربه پنالتي که بخاطر خطاي گايسکا منديتا ايجاد شد،‌ خراب کرد. البته ياران وي توانستند پس از تساوي در وقت معمول و اضافه ،‌در ضربات پنالتي پيروز ميدان شوند.


پس از او ژابي آلونسو ، هافبک ليورپول در سال 2005 مقابل آ.ث‌‌ميلان يک ضربه پنالتي حساس را هدر داد  اما در حرکت ريباند و دفع ناقص توپ توسط دروازه‌بان ميلان، توپ را بالاخره گل کرد.


  روزنامه بيلد در شماره روز يکشنبه (امروز) خود بخش‌هايي از صفحات ورزشي خود را به بازي شب گذشته فينال ليگ قهرمانان اروپا ميان بايرن مونيخ و چلسي در ورزشگاه آليانس آر‌ه‌نا اختصاص داد. ديداري که تيم آلماني با وجود برتري در 120 دقيقه نبرد به تساوي يک بر يک رسيد اما در ضربات پنالتي 4 بر 3 شکست خورد و از کسب جام محروم شد.

البته هنگام نواختن ضربات پنالتي، باستين شواين اشتايگر به عنوان زننده آخرين ضربه مونيخي‌ها،‌برخلاف گذشته حرکت مطلوبي نداشت و ضربه‌اش را پيتر چک مهار کرد تا حتي اميد واپسين ميزبان نيز از بين رود.


پس از اين اتفاق، شواين اشتايگر نقش بر زمين شد و براي دقايقي گريست. در اين حال يکي، دو بازيکن تيم استامفوردبريجي همچون دروگبا و لوئيز به او دلداري دادند.


بيلد در گزارشي به همين منظور نوشت: باستين، همراه با تو مي‌گريم و همدردي مي‌کنيم.


قهرماني يک ميليارد پوندي و گريه‌هاي مرد يخي


چلسي نخستين بار در تاريخ خود قهرمان اروپا شد تا هزينه‌هاي گزاف آبراموويچ در اين تيم هنگام قهرماني تبديل به اشک شوق شود.


به نقل از کيکر، اولي هوينس شنبه شب پس از باخت تيمش در فينال ليگ قهرمانان اروپا در ضربات پنالتي لحظات سختي را تجربه کرد.



وي در اين باره گفت: واقعا نمي توان چنين شکستي را باور کرد. وقتي در يک بازي به اين خوبي، تيم شما صاحب موقعيت‌هاي زيادي مي شود که مي تواند کار را تمام کند، بايد قادر شود که از اين فرصت ها نهايت استفاده را به عمل آورد. از فرصت‌ها استفاده نکرديم و به همين دليل بازنده شديم.


به نقل از روزنامه داگبلات، آرين روبن شب گذشته در فينال ليگ قهرمانان اروپا بازي پرانتقادي مقابل چلسي ارائه کرد. اين ستاره هلندي بارها در نزديکي دروازه پيتر چک، سنگربان خارجي تيم استامفوردبريجي صاحب فرصت‌هاي طلايي شد که با خودخواهي آنان را هدر داد. از همه بدتر در دقيقه 95 يک ضربه پنالتي که مي توانست باعث برتري و در نتيجه قهرماني يارانش شود،‌هدر داد و باعث لطمه به توان رواني تيمش شد.

پس از آنکه در وقت معمول و اضافه اين جدال مهيج تيم سه فصل گذشته‌اش در ورزشگاه آليانس آره‌نا به تساوي يک بر يک رسيد و در ضربات پنالتي 4 بر 3 مغلوب شد، وي مقابل دوربين‌ عکاسان و فيلمبرداران تلويزيوني گريست و از هواداران پوزش خواست.


وي گفت: هواداران مرا ببخشند که ناراحت‌شان کردم. تمام تلاشم را کردم که بايرن نتيجه بگيرد اما واقعا نمي توانم بيان کنم چه اتفاقي افتاد. واقعا برايم سخت است که بتوانم کلماتي را بيابم تا شدت ناراحتي‌ام را از اين بابت بيان کنم.


او ادامه داد:‌اين يکي از آن ديدارهاي خاص فوتبال بود که در ذهن هيچکس نمي گنجد. در خلال بازي ، دو، سه بار شانس در خانه‌مان را زد، اما فرصت‌ها را راحت از دست داده و در پايان دست خالي مانديم.


وي در مورد ضربه پنالتي که زد، نيز گفت: خيلي تلاش کردم اما قبول دارم درست هدف نگرفتم. مي خواستم محکم توپ را به وسط دروازه پيتر چک بزنم. اما توپ درست اين مسير را طي نکرد. هواداران مرا ببخشند. مي‌پذيرم مي شد آن ضربه را خيلي بهتر هم زد.


او ادامه داد:‌ ما مي خواستيم برنده شويم و برگ تازه‌اي به تاريخ کهن بايرن پرافتخار اضافه کنيم. اما اتفاقي تلخ را در تاريخ باشگاه ثبت کرديم. اين يک فرصت بسيار خوب براي هدفي که داشتيم، بود که من به سهم خود بسيار ناراحت هستم.


روبن که قرار است تيم ملي هلند را در يورو 2012 همراهي کند، افزود: مي خواهم در يک هفته مرخصي قبل از حضور در تمرينات تيم ملي،‌در جايي دور از دست همه‌، تک و تنها باشم تا بتوانم غم اين شکست و خستگي فصل را التيام ببخشم.



درپايان اين مسابقه، فرانتس بکن باوئر به خبرنگاران گفت:« چرا بايد انگليسي ها سرزنش کنيم؟آن هم در زماني که بايرن نمي تواند از سلطه اش بربازي بهره ببرد...اين بار شانس با چلسي يار بود و به همين خاطر است که آنها قهرمان شايسته ليگ قهرمانان اروپا هستند ولي بايرن در اکثر دقايق بازي تيم برتر ميدان بود.»


اين موفقيت، دومين جام براي چلسي وروبرتو دي متئو، مربي موقت اين تيم است. تيم او در فينال اف اي کاپ هم موفق شده بود تا با نتيجه 1-2 ليورپول را شکست دهد و به قهرماني برسد.


از سوي ديگر بايرن بعد از دوم شدن در رقابتهاي بوندس ليگا در دو فينال شکست خورد. آنها هم در فينال جام حذفي آلمان مغلوب دورتموند شدند و هم باشکست در ديدار ديشب ازدستيابي به جام قهرماني اروپايي ناکام ماندند.


به نقل از بيلد، کريستيان نرلينگر گفت: واقعا اين بازي مثل خواب و خيال بود. وقتي به بازي نگاه مي کني، گويي فيلمي سينمايي بدي به نمايش درآمده است، فيلمي که همه عوامل سازنده بسيار خوب را داشته، خوب هم در کنار هم کار کرده‌اند، اما محصول چيزي بد شده است.

مدير ورزشي بايرن مونيخ ادامه داد: در جدال با چلسي 120 دقيقه جنگيديم و حتي طرفداران چلسي نيز اذعان مي کنند، عالي بازي کرديم اما نتيجه نهايي به سود آنها شد.


نرلينگر تاکيد کرد: پس از گل مولر در دقيقه 83، بايد درست و منطقي حفظ برتري مي‌کرديم. به نظرم اين يک انتقاد وارد به تيم است که چرا در آن دقايق برتري‌اش را حفظ نکرد تا چنين شکستي رخ دهد.



به نقل از کيکر، يواخيم لو شنبه شب در ورزشگاه آليانس‌آره‌نا يکي از ميهمانان ويژه بود و از نزديک شاهد شکست سرخ‌پوشان باوارايي‌ در ضربات پنالتي از چلسي بود.

وي اظهار داشت: با وجود شکست به بايرني‌ها بخاطر يک فصل حضوري با کلاس در ليگ قهرمانان اروپا تبريک مي گويم. مونيخي‌ها در اين فصل بازي‌هاي بسيار خوبي بخصوص مقابل رئال مادريد ارائه کردند.


لو افزود: مقابل چلسي آنها تيم برتر ميدان در 120 دقيقه بازي بودند و شانس‌هاي بيشتري براي گلزني داشتند. فوتبال گاهي اوقات چهره‌اي ناجوانمردانه به خود مي گيرد. اکنون از اين بابت متاسف و ناراحت هستيم.


مونيخ در اين مسابقه به سرنوشت فينال 2010 دچار شد. اين تيم آخرين بار در سال 2010 در فينال ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي اروپا حاضر شد و در نهايت مغلوب اينترميلان با هدايت ژوزه مورينيو شد. آن نتيجه‌ي تلخ براي بايرن در مقابل ديگان نزديک به 75 هزار تماشاچي ورزشگاه سانتياگو برنابئو اسپانيا رقم خورد.

   شاگردان يوپ هاينکس شامگاه شنبه موقعيت داشتند نخستين تيمي لقب بگيرند که موفق به قهرماني ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه خانگي مي‌شوند. هاينکس خود هم مي‌توانست براي دومين بار به‌عنوان مربي روي سکوي نخست ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي اروپا بايستد. او پيش از اين با رئال مادريد قهرمان اين مسابقات شده بود.

با از دست رفتن سه عنوان قهرماني حالا بايد در انتطار تصميم جديد بايرن براي ادامه کار با هاينکس بود.







مادری كه فدای فرزندش شد

به گزارش خبرگزاري رويترز، استاس كريم درماه مارس از بارداري خود با خبر شد، اما طي روزها و هفته هاي بعد كه سرگرم تهيه لوازم مورد نياز كودك خود بود دچار سردردهاي شديد و دوبيني شد.

درماه جولاي آزمايش ها نشان داد که وي مبتلا به سرطان سر و گردن است و تنها راه نجات او شيمي درماني اعلام شد اما شيمي درماني جنين را از بين مي برد.كريم بايد بين زندگي خود و جنينش يكي را انتخاب مي كرد.

اين مادر فداكار تصميم گرفت فرزندش بجاي او زنده بماند. روز 16آگوست كريم به علت وخامت جسمي در بيمارستان اوكلاهاما بستري شد و دو روز بعد با شيوه سزارين نوزاد او متولد شد.

بعد از زايمان با پيشرفت سرطان كريم به مرگ نزديك مي شد، و اين درحالي بود كه او هنوز نوزاد خود را نديده بود. سرانجام روز هشتم سپتامبر با تدابير خاص كادر پزشكي او موفق شد نوزاد خود را ببيند.كريم سه روز پس از ديدن نوزادش درگذشت.
 

يك نكته و سه خبر

اگر چه عكسهاي جديد اعدام هم هست مي دانم كه خيلي ها علاقه ي زيادي به ديدن زند ه ي اين برنامه ي شاد دارند به طوري كه ساعت 5 يا 6 صبح خودشان را به محل مي رسانند ولي فعلآ اين كار را نمي كنم

در ظمن  به كساني كه فكر مي كنند من با گذاشتن خبرها و يا نوشتن حر فهايم مي خواهم براي خودم يك ظاهر روشنفكرانه درست كنم در حالي كه تمام اينها جز فريبي نيست ، بايد بگويم:

من هيچ ادعايي در هيچ زمينه اي ندارم آدمي هستم كه سراسر زندگي ام پر از اشتباه بوده

پس هيچ وقت دوست نداشتم به عنوان  الگويي براي ديگران باشم حتي بعضي وقت ها كارهايي كه به نظر بعضي بد مي ايد براي من دوست داشتني است

در اينده هم معلوم نيست چه نظر و يا رفتار خوب يا بدي از من سر بزند  خلاص



قانون- این روزها قیمت تخم مرغ رو به فزونی یافته و به تعبیری «مرغ‌ها تخم طلا می‌گذارند» و کیست که نداند امروز قیمت این کالا چند است.


در حالی امروز تخم‌مرغ دانه‌ای 300 و شانه‌ای 9 هزار تومان است، که به گفته معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت نباید بیش از شانه‌ای شش هزار تومان –یعنی دانه‌ای 200 تومان- فروخته شود.
اما نمایندگان مجلس شورای اسلامی که نمایندگان ملت در صحن بهارستان به شمار می‌آیند آیا در جریان قیمت تخم مرغ هستند؟

بر این اساس، خبرنگار قانون به سراغ 10 نفر از نمایندگان مجلس رفت تا از آنها بپرسد که آیا می‌دانند قیمت تخم مرغ در سطح شهر چند است؟ و به چه قیمتی آن را می‌خرند؟

از مجموع 10 نماینده‌ای که با آنان در مورد قیمت تخم مرغ صحبت شده است تنها دو نفر در جریان قیمتی که این روزها برای خرید یک شانه تخم‌مرغ (9 هزار تومان) پرداخت می‌شود، بودند و البته یک نفر نیز با بیان قیمت هشت هزار و 500 تومان، قیمت این کالا را نزدیک به واقعیت ذکر کرد.

 نماینده‌ خانمی (فاطمه آجرلو) هم بود که با وجود آنکه به نظر می‌رسد بیشتر از آقایان باید در جریان قیمت تخم مرغ باشد، ابراز داشت که قیمت تخم مرغ، دانه‌ای 12 تا 15 تومان است.

نمایندگانی هم بودند که از قیمت تخم مرغ اطلاعی نداشتند و برخی هم بودند که از افزایش یکباره قیمت این کالا انتقاد داشتند.

البته تنی چند از نمایندگان تاکید داشتند که با وجود آنکه دولت قیمت پنج هزار و 100 تومان را برای هر شانه تخم مرغ در نظر گرفته است اما همچنان این کالا با قیمت‌هایی به مراتب بالاتر عرضه می‌شود.

اما آنچه جالب است تفاوت‌هایی است که میان قیمت تخم مرغ از نظر نمایندگان مجلس دیده می شود.

قیمت‌هایی که نمایندگان در مورد هر شانه و یا هر دانه تخم‌مرغ اعلام می‌کردند در جدول زیر قابل مشاهده است:


جهان نیوز نوشت:

پیمان عارف که اخیرا به جرم توهین به رئیس جمهور محکوم به شلاق شده و حکمش هم اجرا شده است، در واکنش به سخنان روز گذشته دکتر احمدی نژاد گفت: فقط می توانم بخندم. او سخن دیگری نگفته است. 


دكتر احمدي‌نژاد روز (سه‌شنبه) در همايش فرمانداران سراسر كشور موضوع شلاق زدن به يك جوان بخاطر توهين به رييس‌جمهور را مورد اشاره قرار داده و تصريح كرد: «وقتي دانه‌درشت‌ها آزادانه به دولت توهين مي‌كنند، راضي نيستم يك جوان به خاطر توهين به من شلاق بخورد.»

ساعاتی بعد هم مركز ارتباطات، اطلاعات و تبليغات رياست جمهوري با صدور اطلاعيه‌اي جوسازي‌هاي برخي رسانه‌هاي ضد انقلاب و معاند نظام در خصوص شلاق زدن يك جوان به جرم توهين به رييس‌جمهور را كذب محض و مغرضانه دانست.

بنابر این اطلاعیه "از سوي رييس‌جمهور و مجموعه دولت هيچ‌گونه شكايتي در اين خصوص انجام نشده است. ضمن اينكه رييس جمهور طي سال‌هاي گذشته به‌طور مكرر صراحتاً تاكيد نموده‌اند كه با برخوردهاي قهرآميز مشابه مورد مذكور به شدت مخالف بوده و اين شيوه را نامناسب مي‌دانند."

آفتاب: پیمان عارف روزنامه‌نگار و دانشجوی محروم از تحصیل با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به مدت ۱۰ روز مرخصی دریافت کرده و آزاد شد. به گزارش هرانا، پیمان عارف، روزنامه نگار و فعال دانشجویی زندانی، پس از محکومیت از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل دو سال و نیم زندان تعزیری ، ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت مادام العمر از هرگونه فعالیت مطبوعاتی و حضور در تشکلهای سیاسی شب گذشته به دستور قاضی پیرعباسی با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین به مرخصی ۱۰ روزه فرستاده شد.


امريكا ژاپن و... فقط براي ماها اخه براي بچه هاي خودشان خيلي هم خوبه

بريد ببينيد بيشتر بچه هاي آنها در بهترين كشورها زندكي كردن

بازرگانی - در گردهمایی زنان بازرگان که روز گذشته در سالن اجتماعات اتاق تهران برپا شد، دختر غلامعلی حداد عادل رییس سابق و از نمایندگان فعلی مجلس نیز حضور داشت.

آزاده حدادعادل به دعوت فاطمه مقیمی رییس شورای بانوان بازرگان به این گردهمایی آمده بود و البته در فرصتی که در اختیارش قرار گرفت سخنرانی نیز کرد. او فارغ التحصیل دکترای نانو تکنولوژی از ژاپن است و آنطور که خود گفت چند سالی را در کشور چشم بادامی ها زندگی کرده و در عین حال از تجربه زندگی در  آمریکا نیز بی نصیب نبوده است.


آزاده حدادعادل در حال حاضر یکی از مدیران شبکه زنان دانشمند کشورهای اسلامی است که دفتر آن در تهران است.

دختر غلامعلی حدادعادل در نشست بانوان بازرگان به روایتی کوتاه از دوران تحصیل و اقامت خود در کشور ژاپن پرداخت. او که در پایان سخنرانی خود پیشنهاد کمک مالی بانوان بازرگان و تاجر برای پوشش پروژه های تحقیقاتی دختران دانشجو که در این شبکه فعال هستند را مطرح کرد، گفت: در دوران تحصیلات تکمیلی دکترا در کشور ژاپن زندگی می کردم و هر ازگاهی نیز برای گذراندن دوره های تخصصی به آمریکا می رفتم و در این کشور نیز زندگی کرده ام. دوران فارغ التحصیلی من همزمان شده بود با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و نگاه تمام جهان به ایران و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری خیره شده بود.

 

به خاطر دارم پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، اساتید دانشگاه ژاپن هنگامی که متوجه شدند من قصد بازگشت به ایران را دارم آن هم در شرایط ویژه انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، از من خواهش کردند که به کشورم باز نگردم و اظهار می کردند که قرار است در ایران زنان و مردان حتی در پیاده روهای شهرها نیز تفکیک شوند.آنها می گفتند که در ایران نمی توانی از دانش و علم خود استفاده لازم را ببری.

آزاده حدادعادل ادامه داد: از این اظهارنظر دوستان ژاپنی خود بسیار متعجب شدم و برای من جای سوال بود که چرا دنیا چنین نگاهی به ایران و جامعه ایرانی دارد.


نوبل ادبيات


  • نوبل ادبيات براي روان‌شناس بازنشسته
  • اقتصاد (5) / دریا ارجمند

  • نوبل ادبيات امسال، روز پنجشنبه به روان‌شناسي تعلق گرفت كه در اوقات فراغتش شعر مي‌نوشت. شعرهايش غالبا درباره رازهاي زندگي روزمره، حمل‌ونقل شهري، تماشاي طلوع آفتاب و انتظار براي غروب است. توماس ترانسترومر، كه هم‌اينك مشهورترين شاعر زنده سوئد به شمار مي‌رود، از سال‌ها پيش مهم‌ترين اميد نوبل براي هموطنانش بود. ترانسترومر، در آستانه حضور در مراسم دريافت جايزه‌اش، 80ساله است. مدت‌هاست كه نمي‌نويسد. در پاسخ به خبرنگاران حس و حالش را با دو كلمه «خيلي‌خوب» شرح مي‌دهد. پس از چهار دهه سوئدي‌ها دوباره موفق به دريافت نوبل ادبيات شده‌اند. ترانسترومر به پرسش‌ها با كلمات تك‌هجايي جواب مي‌دهد. 20سال پيش سكته كرده و قدرت تكلم و نوشتن را از دست داده. همسرش مونيكا به نيابت از شاعر پرسش‌هاي خبرنگاران را جواب مي‌دهد. مي‌گويد: «خيلي شگفت‌زده شديم. مي‌دانم كه توماس هم حسابي شگفت‌زده است. برخلاف اين همه سال تعلل در اهداي نوبل، هنوز جدي‌جدي باورش نشده.»
    پس از نوبل شيمبورسكا در 1996، ترانسترومر عملا اولين نوبليست قرن 21 محسوب مي‌شود. تخيل و رازورزي از مهم‌ترين خصيصه‌هاي شعر ترانسترومر است. علاوه بر اين علاقه و تسلط كم‌نظير او به موسيقي كلاسيك نيز مزيد بر علت است. در كل، موسيقي و طبيعت در همه دوره‌هاي شعري وي برجسته و چشمگير است.وجه غالب مضمون شعرهاي ترانسترومر، زندگي روزمره است. به گفته خودش، بيشتر شعرهايش را حين رانندگي و در وقت‌هاي مرده‌اش سروده است. رابرت هاسنن، برنده پوليتزر شعر و مترجم ترانسترومر به زبان انگليسي «درون‌گرايي نافذ» و «شكار لحظه ناچيز تغيير در بطن زندگي روزمره» را ويژگي منحصر به فرد شعرهاي او مي‌داند. ترانسترومر از بخت بلندی در ترجمه آثارش به زبان‌هاي ديگر برخوردار بوده. نخستين بار در 1975 رابرت بلاي او را به جهان انگليسي‌زبان معرفي مي‌كند. آدونيس، شاعر سوريه‌اي و رقيب ترانسترومر، مترجم آثار او به زبان عربي است.
    آخرين نوبل ادبيات سوئدي‌ها، به سال 1974 برمي‌گردد كه مشتركا به ايويند جانسن و هري مارتينسن تعلق گرفت. باب‌ هانسن شاعر و منتقد سوئدي به فاصله چند ساعت پس از اعلام رسمي برنده نوبل امسال، اهداي اين جايزه را به ترانسترومر حاصل يك دهه تعلل و ترديد قلمداد كرد و در وبلاگش از ترس سوئدي از سوئدي بودن نوشت.در حاشيه انتخاب يك سوئدي در مقابل برنده جايزه ادبيات، منتقدان آمريكايي بار ديگر كميته داوران نوبل را به اروپامحوري متهم كردند. ظرف 10سال گذشته، جايزه ادبيات هفت بار به اروپاييان تعلق گرفته و اين‌طور به نظر مي‌رسد كه نوبل، ادبيات آمريكا را بايكوت كرده است. در عين حال منتقد واشنگتن‌پست، ترانسترومر را به دليل فقدان هر رويكرد سياسي و اجتماعي، در قياس با برنده سال گذشته – ماريو بارگاس يوسا- انتخابي سوال‌برانگيز دانسته است.
روزنامه شرق

ترانسترومر را بهتر بشناسیم

توماس ترانسترومر در سال ۱۹۳۱ در استکهلم به دنیا آمد. پدرش سردبیر بود. توماس ترانسترومر در سال ۱۹۵۶ لیسانس روانشناسی گرفت و سپس در بخش روان‌درمانی دانشگاه استکهلم استخدام شد.

از سال ۱۹۸۰ در وزارت کار به‌عنوان روانشناس مشغول کار شد. او در سال ۱۹۶۶ جایزه بلمان، در سال ۱۹۷۹ جایزه دونیو، در سال ۱۹۸۱ جایزه پترارکا، در سال ۱۹۸۲ جایزه پیشگامان ادبی، در سال ۱۹۸۸ جایزه پیلوت، در سال ۱۹۹۰ جایزه داوران شمال و در سال ۱۹۹۶ جایزه آگوست را برنده شد.

قاطعیت و وضوح بی‌نظیر زاویه‌های تصویری زبانی و اصالت متن او باعث شده که ترانسترومر را یکی از بزرگ‌ترین شاعران سوئد در دوران بعد از جنگ به حساب بیاورند. او ترجیحاً از قافیه‌های دوران آنتیک استفاده می‌کند؛ به‌خصوص در آن شعرهایی که وصف طبیعت هستند و با این تفصیل او یکی از نوابغ شعر سوئد است.

ترانسترومر در توصیفش از جهانِ سرد و بی‌روح بیرون و درون بی‌همتاست. شعر ترانسترومر، نوعی تحلیل پیگیر و مستدام از معمای هویت فردی در برابر لابیرنت‌های پرپیچ و خم جهان است.  ترانسترومر شعر معاصر آمریکا را به سوئدی ترجمه کرده است؛ از آن جمله است ترجمه آثار رابرت بلای.

خیلی از منتقدان سوئد معتقدند که او بزرگ‌ترین شاعر سوئد است. او همچنین از ۲۰ سال پیش به‌عنوان یکی از مدعیان جایزه ادبی نوبل همواره مطرح بوده است. قبلاً منتخبی از اشعار این شاعر توسط مرتضی ثقفیان در ایران توسط نشر دیگر منتشر شده است.

منبع: مهر


نهال سحابي خودكشي كرد

نهال سحابی، از دوستان بهنام گنجی و کوهیار گودرزی که در تاریخ 9 مردادماه ماه ، بازداشت شدند، شب گذشته دست به خودکشی زد و درگذشت.وی  به مانند بهنام گنجی، دست به خودکشی زده و درگذشت. نهال سحابی از دوستان نزدیک بهنام گنجی بوده است که پس از خودکشی وی دچار مشکلات شدید روحی و روانی شده بود

در ادامه ی بازداشت خودسرانه در روز 9 مردادماه، هم‌اکنون دو نفر به دلیل شرایط نامناسب روحی دست به خودکشی زده‌اند و کوهیار گودرزی، همچنان در شرایط نامعلوم در سلول انفرادی و در زندان به سر می‌برد.
مرگ بهنام گنجی و نهال سحابی در حالی اتفاق می‌افتد که هنوز از آنچه در زندان اتفاق افتاده است، اطلاعی در دست نیست.
کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن ابراز همدردی و تسلیت به خانواده نهال سحابی، مرگ وی و بهنام گنجی را نتیجه مستقیم شکنجه‌های روحی و روانی از جمله نگهداری در سلول انفرادی می‌داند و باردیگر نگرانی شدید خود را نسبت به وضعیت نامعلوم کوهیارگودرزی اعلام می‌دارد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر


آدرس وبلاگ نهال http://nahal53.blogfa.com/

آخرین وضعیت گیرنده اولین پیوند صورت در آمریکا

به گزارش خبرگزاری مهر، "کانی کالپ" پیش از اینکه جراحی پیوند صورت در سال 2008 بر روی او انجام شود لبها، گونه ها، بینی، یکی از چشمها و دهان خود را در اثر حمله وحشیانه و شلیک مستقیم همسرش به صورت او، از دست داده بود.

چهره "کانی کالپ" در جوانی و پیش از حمله همسرش

"کانی" که اکنون 48 سال سن دارد اولین فردی است که تحت جراحی کامل صورت قرار گرفت، پس از سالها و در پی آزادی همسرش از حبسی هفت ساله به اتهام از بین بردن صورت کانی، می گوید تصویر لحظه ای که همسرش به صورت او شلیک کرده هرگز از ذهنش پاک نمی شود. در پی این حمله وحشیانه صورت کانی دچار آسیب دیدگی بسیار شدیدی شده و وی بینایی خود را تقریبا از دست داد.

پس از این حادثه دردناک، کانی در بیمارستان بستری شد و جراحان تلاش کردند آسیبهای ناشی از این شکلیک را ترمیم کنند. "چاد گوردون" یکی از هشت جراحی که در جراحی بزرگ پیوند صورت کانی حضور داشت می گوید: مشکلی که برای ترمیم صورت کانی وجود داشت یافتن اهدا کننده زنی در گره سنی و گروه خونی او در منطقه ای بود که کانی سکونت داشت، از این رو احتمال یافتن گزینه ای با چنین شرایطی بسیار دشوار بود.

چهره خانم کالپ پس از حمله

در نهایت در 10 دسامبر 2008 تیم جراحان در نهایت ناباوری یک اهدا کننده پیدا کردند، زنی که در اثر حمله قلبی جان خود را از دست داده بود توانست شانسی که کانی برای چهار سال انتظارش را کشیده بود را به او هدیه کند. گوردون به کانی اخطار داده بود که این جراحی می تواند منجر به مرگ او شود اما کانی که به معجزه زنده ماندنش پس از شلیک مرگبار امید بسته بود خطر جراحی را پذیرفت.

جراحان بخش آسیب دیده صورت کانی را به کلی تخلیه کردند و سپس بخش مورد نیاز صورت اهدا کننده را که با استفاده از یک الگوی پلاستیکی به دست آورده بودند را جایگزین بخش آسیب دیده صورت کانی کردند. طی این جراحی استخوانهای گونه، فک بالایی، سقف دهان، بخشی از حدقه چشم و دندانها جایگزین بخشهای آسیب دیده صورت کانی شدند.

اسکن صورت کانی پیش و پس از جراحی پیوند

پایان موفقیت آمیز این جراحی شرایط زندگی کانی را بهبود داد اما او می دانست که باید تا پایان زندگی خود با مشکلات بزرگ جسمی و روحی دست و پنجه نرم کند. او می گوید: من هر روز باید با خاطرات تلخی که تجربه کرده ام زندگی کنم. پس از پیوند همه فکر می کنند که حال من بهتر شده و همه چیز رو به راه است، امیدوارم بتوانم به جهان نشان دهم که از بین رفتن صورت تنها معضل افرادی مانند من نیست.

صورت خانم کالپ در ماه های اولیه پس از جراحی

اکنون پرستاری به صورت هفتگی سه بار صورت کانی را معاینه می کند تا از سلامت آن مطمئن شده و وضعیت سیستم ایمنی بدن او را کنترل کند. کانی هر روز مجموعه ای از 11 قرص و دیگر داروها را مصرف می کند تا سیستم ایمنی بدنش را در برابر صورتی که دریافت کرده، ضعیف نگه دارد. در حال حاضر تنها چشم چپ او دید بسیار محدودی دارد اما با استفاده از چند ابزار پیشرفته می تواند بسیاری از کارهای روزمره اش را انجام دهد. از جمله این ابزارها یک جعبه داروی سخنگو، ساعت سخنگو، اسکنر لباس برای اعلام رنگ لباسها است.

انجام یک سری از حرکات هنوز بری کانی بسیار دشوار است اما او انجام چنین کارهایی را به اهداف آینده خود تبدیل کرده است، مسواک زدن، نوشیدن مایعات از طریق نی و لبخند زدن از جمله این حرکات هستند. کانی می گوید: شنیده ام که برای لبخند زدن به ماهیچه های کمتری نیاز است تا اخم کردن، به همین دلیل نمی توانم درک کنم که چرا بیشتر مردم همیشه اخم کرده اند، آنها باید لبخند بزنند زیرا انرژی کمتری از آنها می گیرد.

چهره کنونی خانم کالپ

بر اساس گزارش دیلی میل، کانی همچنین در فعالیتهای اجتماعی مشارکت دارد تا بتواند به عنوان یک سفیر ذهنیت انسانها را درباره اهدای عضو، عملی که زندگی او را متحول ساخته، بهبود ببخشد.

قاتل حادثه پل مدیریت اعدام شد

سحرگاه امروز، عامل جنایت پل مدیریت در محل ارتکاب جرم به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش «تابناک اجتماعی»، این حکم پس از تقاضای قصاص اولیای دم، در محل وقوع جنایت در ملأ عام با حضور مقامات قضایی، انتظامی و پزشکی قانونی ساعت 6 و 17 دقیقه صبح امروز در جلوی دیدگان جمعی از مردم اجرا شد.

فریدون امیرآبادی فراهانی، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران پیش از اجرای حکم، حکم عامل جنایت را خواند.

کوشا، عامل جنایت پل مدیریت، ظهر چهارشنبه، پانزدهم تیر امسال، دختر دانشجوی همکلاسی خود را به نام مهسا در پل مدیریت تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند و دوست مهسا را نیز که همراهش بود، با چند ضربه زخمی کرد.

وی در جلسه دادگاه، انگیزه خود را از ارتکاب این جنایت، بی توجهی مقتول به عشق یک طرفه‌اش اعلام کرده بود.


سرانجام بامداد امروز سه‌شنبه، حکم صادره در میان جمعی از مردم و خانواده اولیای دم در محل حادثه اجرا شد.

 








پ ن1 : دلم خيلي گرفت حس كردم اين زندگي چقدر زجر آور و غمگين است آن هم غم اي كثيف

پ ن 2: اين روزها بيشتر اخبارهايي را اينجا مي گذارم كه به جنبه هاي تاريك اجتماع ما مربوط مي شود

پ ن 3: نمي دانم نظر شما راجع به اين شيوه ي جديد وبلاگ من چي ميتونه باشه اما اگر به من نظرتان را بگوييد ممنون مي شوم



سريال «سي‌امين روز» هم جان یک پسر را گرفت

دادنا: بازيگر مرد این سریال به خاطر مردانگي و رفاقت، قتل برادر دوستش را گردن گرفته و بيگناه تا پاي چوبه دار رفته بود، لحظات دلهره‌آور اعدام «سياوش» تمام ذهن و وجود پسرك پاي صفحه جادويي تلويزيون را منجمد كرده بود.



به طناب دار خيره شده و پلك هم نمي‌زد و تمام صحنه‌هاي سريال «سي‌امين روز» را مو به مو در ذهن لطيفش ضبط مي‌كرد و ناگهان طناب دار بي‌دليل پاره شد و پسرك مثل ميليون‌ها بيننده مات و مبهوت ديگر حس كرد بار ديگر زندگي به جريان افتاده است.


اما ساعت‌ها پس از پايان سريال پسرك هنوز صحنه پاره شدن طناب دار را با هزار و يك پرسش در ذهنش مرور مي‌كرد.


اواسط مرداد امدادگران اورژانس يزد از حلق آويز شدن پسر 12 ساله‌اي به نام «سعيد» در منطقه آزادشهر باخبر شدند. آنها بلافاصله خود را به محل حادثه رسانده و پس از انتقال پيكر نيمه‌جان پسر دانش‌آموز به بيمارستان موضوع را به مأموران پليس اعلام كردند.

مأموران پس از حضور در بيمارستان به تحقيق از خانواده «سعيد» پرداختند و در كمال ناباوري دريافتند پسرك به تقليد از بازيگر يك سريال ويژه ماه رمضان خود را با چادر مادر حلق‌ آويز كرده تا «فرشته» به كمكش بيايد و نجاتش دهد. پسرك مي‌خواست به محض بازگشايي مدرسه اين معجزه ماندگار تابستاني را بين زنگ‌هاي تفريح براي دوستانش تعريف كند اما افسوس كه...


پدر «سعيد» كه كارگر يك شركت است درباره مرگ غم‌انگيز پسرش گفت: شب قبل از حادثه و پس از افطار به همراه همسر و دو فرزندم «سعيد» - 12 ساله – و «محدثه» - 10 ساله – پاي تلويزيون به تماشاي سريال‌هاي ويژه ماه رمضان نشسته بوديم.

سريال‌هايي كه مثل چند سال اخير شيطان يا فرشته موضوع اصلي‌شان بود. همان شب در شبكه دوم با صحنه به دار آويختن مرد بيگناهي روبه‌رو شديم كه هر بيننده‌اي را تحت تأثير قرار مي‌داد. اما در يك لحظه طناب دار پاره شد و مرد اعدامي نجات يافت.

محو تماشاي فيلم بوديم كه پسرم كنجكاوانه در مورد علت و چگونگي اين اتفاق سؤال كرد. من كه به هيچ عنوان تصور نمي‌كردم اين صحنه فيلم چه سرنوشت شومي براي فرزندم و خانواده‌ام به دنبال دارد به آرامي جواب دادم: «ايمان به لطف خدا، پسرم! بيگناه بود و نجات پيدا كرد. از قديم گفته‌اند آدم بيگناه تا پاي دار مي‌رود اما جان نمي‌دهد.»


پدر «سعيد» در حالي كه اشك مي‌ريخت ادامه داد: سؤال‌هاي عجيب و تمام نشدني پسرم آزارم مي‌داد: «آخه بابا مگه طناب محكم به راحتي پاره مي‌شه؟! يعني هر بيگناهي نجات پيدا مي‌كنه؟! يعني فرشته‌ها به همه بيگناهان كمك مي‌كنند. پس فرشته‌ها اجازه نمي‌دن آدم‌هاي بيگناه بميرن؟ اصلاً چرا آدم‌ها را با طناب اعدام مي‌كنن؟‌مگر اونها با طناب كسي را كشته‌اند؟ و...» بالاخره آن شب سكوت سنگين و مرموز شب با سؤال‌هاي بي‌جواب پسرم گره خورده بود و نمي‌دانستم جغد شوم مرگ بر ديوار خانه‌ام نشسته است. مادر «سعيد» نيز به خبرنگار ما گفت: همزمان با اذان ظهر جمعه وضو گرفتم.

«سعيد» هم گوشه خانه آرام نشسته بود. براي نماز ظهر قامت بستم تا دلم آرام بگيرد. چون دلشوره عجيبي داشتم و خواب ديده بودم كه كنار قبر پدرم گور كوچكي نيز كنده‌اند. نمازم كه تمام شد از دختر كوچكم خواستم قرآن را برايم از طبقه پائين بياورد. اما دقايقي بعد فريادهاي محدثه آرامش خانه و كوچه را به هم ريخت.

همان موقع من و همسرم هراسان خود را به پائين رسانديم و در كمال ناباوري با پيكر حلق‌ آويز پسرم از لوله گاز روبه‌رو شديم. لب‌هاي «سعيد» كبود شده و قلبش به كندي مي‌زد. وقتي همسايه‌ها با صداي شيون و فرياد ما رسيدند سعي كردند با تنفس مصنوعي نجاتش دهند اما نفس‌هاي پسرم بريده بريده بود و نبضش هم ضعيف مي‌زد.
مادر دلسوخته ادامه داد: «سعيد طبق آموزه‌هاي تلويزيون، منتظر بريده شدن طناب دار بود و حالا ما چشم انتظار يك معجزه ... و پزشكان پس از معاينات لازم گفتند: مهره‌هاي ضعيف گردن پسرمان شكسته و نخاعش قطع شده است و... راستي اي كاش نويسنده و كارگردان اين سريال تلويزيوني مي‌دانستند كه شب بعد هنگام پخش قسمت بعدي اين سريال پسر كوچولوي ما در گورستان دفن شده بود.»


پزشكي قانوني علت مرگ پسرمان را خفگي اعلام كرد. مأموران پليس در تحقيقات از ما خواستند اگر از كسي شكايت داريم اعلام كنيم. اما با خود گفتيم چطور مي‌شود از رسانه ملي كه با پول بيت‌المال تأمين مي‌شود گلايه كرد؟


پدر سعيد هم با انتقاد از پخش برخي برنامه‌هاي بدون كارشناسي در تلويزيون گفت: متأسفانه اين پايان راه نيست. چرا كه نمي‌دانم اصرار تلويزيون براي پخش صحنه اعدام، اعتراف‌گيري از متهمان جرايم مختلف و نمايش صحنه‌هاي خشن و ماوراءالطبيعه به چه خاطر است؟ ما حتي روز بعد با برنامه خبري 20:30 هم تماس گرفتيم و موضوع مرگ پسرمان را اعلام كرديم.

اما متأسفانه سريال‌ها همچنان ادامه يافت تا اينكه به تازگي خبر مرگ دردناك «محمد مهدي» - 12 ساله – را نيز در روزنامه خوانديم كه او هم متأسفانه به خاطر تماشاي سريال ديگري به استقبال مرگ رفته بود. يك شهروند يزدي نيز در تماس تلفني با گروه حوادث روزنامه گفت: دو سال پيش هم در منطقه خيرآباد يزد دو پسر بچه دبستاني به تقليد از برنامه كودك «فتيله» داخل صندوقچه رفتند كه به علت قفل شدن در صندوق خفه شدند.

تعداد ديگري از هموطنان نيز در تماس‌هاي تلفني خواستار توجه و نظارت هر چه بيشتر مسئولان و دست‌اندركاران صدا و سيما بر نحوه توليد و پخش سريال‌ها، فيلم‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني مختلف و افزايش سطح آگاهي عمومي جامعه شدند.

کلیه و کبد قربانی "پنج کیلومتر تا بهشت" اهدا شد

مرکز پیوند بیمارستان مسیح دانشوری از اهدای دو کلیه و کبد محمد مهدی کودک 12 ساله‌ای که پس از تقلید از «سریال 5 کیلومتر تا بهشت»اقدام به خودکشی کرد تا روحش بتواند از نظر والدینش درباره او آگاه شود، خبر داد.

قاسمی؛ مسئول امور رسانه مرکز فرآهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: محمد مهدی کودک 12 ساله‌ای که بر اثر تقلید از سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» بر اثر خفگی دچار مرگ مغزی شده بود پس از انتقال به بیمارستان سوم شعبان به بیمارستان مسیح دانشوری برای پیوند اعضا منتقل شد.

وی افزود: در این راستا با رضایت خانواده محمد مهدی دو کلیه این کودک برای پیوند به بیمارستان امام خمینی (ره) و کبد وی نیز به بیمارستان نمازی در شیراز منتقل می‌شود.

محمد مهدی که علاقه زیادی به یکی از سریال‌های ماه رمضان با عنوان «پنج کیلومتر تا بهشت» داشت جانش را در راه تقلید از این سریال گذاشت، این کودک در بازی با برادر کوچک خود که عنوان کرده بود می‌خواهم روح شوم و ببینم بابا و مامان راجع به من چه می‌گویند روز سه‌شنبه هفته گذشته وقتی خودش و برادر 6 ساله‌اش را در خانه دید تصمیم گرفت همانند سریال مورد علاقه‌اش (سریال پنج کیلومتر تا بهشت) تبدیل به یک روح شود و به مکان‌های مورد علاقه‌اش سر بزند غافل از اینکه بازی او سرنوشت شومی به دنبال داشت و در نهایت با روسری خود را خفه کرد که بر اثر این حادثه دچار مرگ مغزی شد.

مرجع خبر: خبر آنلاين

واكنش به انتشار فیلم رقص پیرزن رشتی در استقبال از احمدی نژاد در اینترنت

آینده نوشت:

انتشار فیلمی از رقصیدن یك پیرزن در استقبال از سفر استانی احمدی نژاد به رشت در شبكه اینترنت، با واكنشهای متفاوتی همراه شده است.


گروهی از هواداران دولت این را نشانه اوج مهرورزی دولت نهم و دهم می دانند و از آن استقبال كرده اند.

اما بخشی از حامیان سابق دولت كه پیش از این استقبال از احمدی نژاد در سفرهای استانی را ناشی از اعتقاد امت شهید پرور به این سردار مبارزه با فساد می دانستند، درباره آن سكوت كرده اند.

برخی هم این پیرزن را بیمار دانسته اند كه هیچ ارتباطی به هواداران احمدی نژاد ندارد و صرفا از موقعیت به وجود آمده استفاده خود را كرده است.

نكته جالب در این فیلم آن است كه پیرزن مذكور كه چند متر جلوتر از خودروی احمدی نژاد حركت می كند، با استقبال و تشویق مردم مواجه می شود و به حركات خود ادامه می دهد.

در بخش دیگری از این فیلم تلاش یكی از خواهران برای خارج كردن پیرزن مذكور از مسیر استقبال با مخالفت مردم مواجه می شود و وی سرخوش از تشویقها دوباره به حركات موزون مشغول می شود.

ایرادهایی که ارشاد پس از 9 قرن به خسرو و شیرین گرفت!

فریبا نباتی مدیر بخش فرهنگی انتشارات پیدایش در گفتگو با خبرنگار مهر از برخی ممیزی‌ها که از سوی وزارت ارشاد به کتاب‌ها وارد می‌شود، گله کرده و گفت: برخی اتفاق‌ها و مسائل باعث می‌شود حال و حوصله کار فرهنگی برایمان باقی نماند. از مسائل اجتماعی و آلودگی هوا که ما نیز مثل همه مردم درگیر آنها هستیم که بگذریم، مشکلات حرفه خودمان و این مساله ممیزی کتاب‌ها خیلی روحیه کار را از بین می‌برد.

وی ادامه داد: ما در انتشارات پیدایش کتاب «خسرو و شیرین» را 7 بار منتشر کرده‌ایم که برای چاپ هشتم تصمیم بر این شد قطع کتاب عوض شود و تنها با همین تغییر ظاهری کتاب برای دریافت مجوز به ارشاد رفت که وقتی کتاب را برگرداندند، چندین و چند مورد اصلاحیه هم بدان وارد کرده‌اند.

مدیر بخش فرهنگی نشر پیدایش درباره یکی از اصلاحیه‌هایی که به این منظومه نظامی گنجه‌ای وارد شده، توضیح داد: بخشی از داستان با این بیت‌ها نقل می‌شود «شکر لب داشت با خود ساغری شیر/  به دستش داد کاین بر یاد من گیر / ستد شیر از کف شیرین جوانمرد/  به شیرینی چه گویم چون شکر خورد / چو شیرین ساقی‌ای باشد هم آغوش/  نه شیر ار زهر باشد هم شود نوش / چو مست از جام می نگذاشت باقی/ ز مجلس عزم رفتن کرد ساقی» که گفته‌اند مصرع «چو مست از جام می نگذاشت باقی» باید حذف شود.

نباتی افزود: همچنین در صفحه 135 کتاب سطر 14 گفته‌اند «در آغوش کشیدن» حذف شود. که این بخش از داستان درباره این است که خسرو را در خواب کشته‌اند و حال شیرین زانو می‌زند و جسد خسرو را در آغوش می‌کشد. و یا در صفحه 45 سطر اول تا سوم تاکید کرده‌اند واژه رقص‌زنان حذف شود که جالب اینجاست که چنین کلمه‌ای در متن نیست.

وی درباره برخی دیگر از اصلاحاتی که برای کتاب در نظر گرفته‌اند، بیان کرد: در صفحات 62، 81 و 82 کتاب هم چنین حذفیاتی اعلام کرده‌اند که باز هم موضوعاتی چون به خلوت رفتن، آغوش، گرفتن دست و از اینگونه موارد مورد نظر بوده است.

این نویسنده در پایان اشاره کرد: همچنین یک کتاب با نام «علوم ترسناک» ویژه گروه سنی الف را برای مجوز فرستاده بودیم که این کتاب مسائل علمی را به زبان طنز برای گروه سنی خردسال آموزش می‌دهد که اینجاها هم ایرادهایی وارد کرده‌اند که به نظر منطقی نمی‌آید و قالب طنز و مخاطب کتاب را در نظر نگرفته‌اند.

محمود دولت‌آبادي از نگارش دو كتاب تازه خبر داد.



به گزارش ايسنا دولت‌آبادي با اشاره به نگارش كتابي درباره‌ي نويسندگان‌، شاعران و نمايشنامه‌نويسان هم‌دوره‌اش با عنوان «ميم و آنِ ديگران» عنوان كرد:‌ اين كتاب درباره‌ي دوستان نويسنده‌، شاعر و نمايشنامه‌نويس است كه آن را درباره‌ي آدم‌هاي هم‌دوره‌ي خودم نوشته‌ام و در آن از كساني چون جلال آل احمد، سيمين دانشور‌، اكبر رادي، علي‌اشرف درويشيان‌ و ديگران حرف زده‌ام.

او ديگر كتاب خود را گزيده‌اي از آثار منثور كلاسيك ايران معرفي كرد و گفت:‌ سال‌هاست در اين انديشه هستم كه جواب جوان‌هايي را بدهم كه مثل وقتي كه خودم نوجوان بودم، به دنبال ادبيات قديم هستند.

دولت‌آبادي با گله از انتظار طولاني براي دريافت مجوز كتاب‌هاي «كلنل» و «طريق بسمل شدن»، گفت، نگارش كتاب‌هاي جديدش تقريبا به پايان رسيده است و روانه‌ي نشر خواهند شد.

عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا» پس از گذشت 75 سال مشخص شدند.

عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا» پس از گذشت 75 سال مشخص شدند.

به گزارش ايسنا، يك تاريخدان اهل گراناداي اسپانيا مدعي است كه گره از يكي از بزرگترين رازهاي قرن معاصر كشورش، يعني عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا»ي شاعر، باز كرده است.

اين شاعر و نمايشنامه‌نويس در سال 1936 در زمان جنگ‌هاي داخلي اسپانيا، كشته شد و محل دفن وي تاكنون ناشناس مانده است. اما «ميگوئل كابالرو پرز»، تاريخدان اسپانياي، با جستجوي سه ساله‌ي آرشيو نيروهاي ارتش و پليس و بررسي 13 ساعت آخر عمر «گارسيا لوركا»، شش مامور پليس و افراد داوطلبي را كه «لوركا» را به گلوله بستند، را شناسايي كرده است.

وي همچنين مدعي است كه محل دفن نويسنده‌ي «عروسي خون»، «يرما» و «خانه‌ي برناردا آلبا» و چند زنداني ديگر را نيز پيدا كرده است.

«كابالرو» در كتاب «13 ساعت آخر گارسيا لوركا» به بيان كشفيات خود طي اين جستجوي سه ساله پرداخته است.

وي علت كشته‌شدن «لوركا» را رقابت ديرينه‌ي سياسي و تجاري ميان چند خانواده‌ي ثروتمند گرانادا، از جمله خانواده‌ي «لوركا»، مي‌داند.

به نوشته‌ي روزنامه‌ي گاردين،‌ وي محل دفن اين نمايشنامه‌نويس جوان را چاهي در نزديكي يك مزرعه بين دو روستاي ويزنار و آلفاكار مي‌داند.

آزار جنسی یک دختر ایرانی توسط یک عضو هیئت مصری که به ایران آمده بود!/ دیدار این فرد با احمدی نژاد و

سایت عربی "بوابه الوفد" گزارش داد: محی الدین الغندور (رییس هیئت بازرگانی ایران و مصر و از اعضای هیئت مصری که به ایران سفر کرده بود) فاش کرده است که العقیلی (بازرگان مصری و یکی دیگر از اعضای هیئت مصری) به ازار جنسی یک دختر ایرانی در طی اقامتش در هتل " اسپیناس " در مرکز تهران متهم شده است.


محی الدین الغندور

به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب" Entekhab.IR، وی می گوید در این رابطه تعدای از اعضای این هئیت مصری توسط ایران دستگیر شدند.

سپس الغندور از کنسول مصر در ایران خواسته است تا میانجی گری کند و العقیلی را نجات دهد!

این سایت خبری عربی مدعی شده است: پس از درخواست رسمی مصر، ایران به العقیلی فرصت داد تا قبل از اینکه اتهامات او رسمی و علنی شود، تا  48 ساعت دیگر کشور را ترک کند!

به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب" Entekhab.IR، العقیلی در طی سفرش به ایران در برنامه دو نیم ساعت شبکه خبر حضور یافت و همچنین دیداری با احمدی نژاد داشت.

پايان نامه، پاياني براي ...

به گزارش خبرگزاري فارس، شمقدري ادامه داد: خانم بهاره افشاري، خانم ليلا اوتادي و آقاي امير آقايي جزو اولين افرادي بودند كه قرارداد بستند و رفته رفته تركيب بازيگران اصلي مشخص شد‌. به‌‌رغم فشارهايي كه بر بازيگران از طريق پيامك و تهديد و... وارد مي‌شد، به مرحله كليد زدن رسيدم. يكي از كساني كه در آخرين روزها دچار ترديد شد و با اين حرف‌ها كه خودم و مادرم را تهديد كردند، تصميم گرفت از حضور در كار كنار بكشد، آقاي آقايي بود. يعني ما چيزي حدود 30 درصد افزايش هزينه داشتيم به خاطر همين يك خبر. اين خبر مقدمه يك فضاسازي رسانه‌اي عليه پايان‌نامه بود و در عرض 12 ساعت يا كمي بيشتر، كمپين مخالفان پايان‌نامه در فيس‌بوك شكل گرفت. سايت خانم ليلا اوتادي هك شد و عكس ندا آقا‌سلطان روي صفحه آن قرار گرفت و چنان فشار شديد رواني به خانم اوتادي و خانواده‌اش وارد شد كه خيلي عجيب و غريب بود. خانم اوتادي در نهايت مجبور به مصاحبه شد كه بگويد پايم شكسته است و تا دو ماه آينده در هيچ پروژه‌اي نمي‌توانم كار كنم؛ در صورتي كه در همين بازه سر پروژه ديگري حاضر شدند.

تفکیک جنسیتی در کلاس ها    احداث دانشگاههای تک جنسیتی

علی کریمی فیروزجایی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی به خبرآنلاین می گوید: وزیر علوم اعلام کرد در تابستان که فصل تعطیلی دانشگاهها است تحقیقی انجام می شود تا ظرفیت دانشگاهها برای تفکیک جنسیتی مشخص شود و دانشگاههایی که امکان جدا شدن کلاسها را داشته باشند از مهر ماه تفکیک می شوند.

وی می افزاید: حتی المکان باید از اختلاط بی‌مورد دانشجویان دختر وپسر جلوگیری شود و این سیاستی است که خانواده ها ،مجلس، روحانیت وعلاقمندان به نظام، مراجع تقلید بر روی اجرای آن تاکید دارند.

وی از دانشگاه تهران به عنوان دانشگاهی نام برد که امکان تفکیک جنسیتی در کلاس هاو سلف سرویس و....آن وجود دارد و ادامه می دهد: یکی از دغدغه‌های اصلی اولیا دانشجویان این است که فرزندانشان از هدف اصلی آموزش دور نشوند اما به دلیل رعایت نکردن برخی موارد این دانشجویان  گرفتار می‌شوند .

کریمی فیروزجایی می گوید: وزیر علوم اعلام کرد که به جز جداسازی سیاست دیگر این وزارتخانه احداث دانشگاههای تک جنسیتی است و در این زمینه نیز هر گونه حمایت بودجه ای و قانونی که لازم باشد مجلس انجام خواهد داد.

نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی در رابطه با پوشش متحد الشکل برای دانشجویان در محیط‌های دانشگاهی می افزاید: نه تنها در کشور ما بلکه در همه کشورهای دنیا دانشجو باید با پوشش مشخصی وارد محیط دانشگاه شود، دانشگاه یک فضای رسمی است و دانشجو باید در یک محیط رسمی حضور پیدا کند طبیعی است آن پوششی که در یک محفل خانوادگی و کوچه بازار دارد با پوششی که در دانشگاه باید داشته باشد، متفاوت است.البته زمان اجرای این طرح هنوز مشخص نشده است .

وی درباره موضوع سهمیه بندی جنسیتی می گوید: یکی از دغدغه های ما این است که در پذیرش رشته هایی مانند مهندسی معدن یا زنان و زایمان حتما به جنسیت دانشجو توجه شود و این موضوع هم حتما با جدیت دنبال خواهد شد.

عزت الله سحابی درگذشت

عزت الله سحابی درگذشت


هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش درگذشت


برنده نوبل کوتاه آمد!

وی اس نایپل، نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبیات و پل تروکس که پانزده سال پیش به دلیل فروختن یک کتاب هدیه شده در قهر بودند، با وساطت ایان مک‌ایوان، رمان‌نویس مطرح در فسیتوال «هی» آشتی کردند.

به گزارش مهر به نقل از تلگراف، این دو نویسنده در سال  1966 برای نخستین‌بار در اوگاندا همدیگر را ملاقات کردند، اما دوستی آنها پس از سه دهه، بعد از این‌که تروکس متوجه شد کتاب خاصی را که به نایپل هدیه داده وی برای فروش گذاشته است به هم خورد.

اما پس از سال‌ها، وقتی این دو نویسنده در فستیوال «هی» در کنار نویسندگان مشهور دیگری حضور یافتند، مک‌ایوان از تروکس خواست با نایپل آشتی کند، ولی او جواب داد: «اوه خدای من! باید به نایپل سلام کنم؟ ولی من واقعاً دوست ندارم چنین کاری بکنم.» و مک ایوان گفت:« شما باید به هم سلام کنید؛ زندگی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست.»

و سرانجام تروکس پا پیش گذاشت و با استقبال نایپل مواجه شد.

سِر ویدیادار سوراجپراساد نایپل، متولد 1932 که بیشتر با نام وی. اس. نایپل شناخته می‌شود، رمان‌نویس و مقاله‌نویس هندو ترینیدادی‌تبار بریتانیایی است. نایپل در سال 2001 برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

رمان‌های «خانه‌ای برای آقای بیسواس» و «خم رودخانه» مهم‌ترین آثار وی محسوب می‌شوند که هر دو به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.

پل تروکس هم از نویسندگان مطرح معاصر است که کتاب «ستاره‌ها» از وی به زودی با ترجمه شیوا مقانلو به بازار عرضه خواهد شد.


وی.اس. نایپل نویسنده برنده نوبل ادبیات روز پنجشنبه پس از اظهار نظر عجیبش درمورد نویسندگان زن مورد انتقاد قرار گرفت.


به گزارش خبرآنلاین، او هیچ نویسنده زنی - حتی جین آستن-  را در حد نویسندگان مرد ندانست و دلیل این مسئله را هم احساساتی بودن» زنان عنوان کرد.

نایپل که متولد ترینیداد است و با جنجال غریبه نیست، گفت که آثار نویسندگان زن نسبت به آثار مردان سطح پایین‌تری دارند و بخشی از آن به دلیل «رئیس کل نبودن» زنان در خانه است.

او در گفت‌وگو با «استاندارد» روزنامه عصر لندن گفت: «نویسندگان زن متفاوت هستند، کاملا فرق دارند. متنی جلویم بگذارید، یکی دو پاراگراف آن را که بخوانم می‌فهمم نویسنده زن است یا مرد. اما از نظر من آن​ها در حد مردان نیستند.»

این نویسنده 78 ساله، سال 2001 برای مجموعه آثارش، از جمله رمان مشهور نیمه ‌زندگینامه‌ای «خانه‌ای برای آقای بیسواس» برنده نوبل ادبیات شد. او گفت این مسئله به دلیل «احساساتی بودن زنان و دید بسته آنها به دنیا» است.

به گفته نایپل، «این نکته برای زنان اجتناب‌ناپذیر است؛ آنها در خانه رئیس کل نیستند و این مسئله به نوشته آنها هم سرایت می‌کند. ناشر آثار من که قدرت تشخیص‌اش به اندازه دبیری‌اش خوب بود وقتی نویسنده شد از دست رفت. همه‌اش این حرف‌های بی‌ربط فمنیستی می‌نوشت. البته از این حرف منظور بدی ندارم.»

نایپل در پاسخ به این سوال که آیا نویسنده زنی در سطح نویسندگان مرد می‌شناسد، گفت: «فکر نکنم.» او انتقادات شدیدی را هم نثار جین آستن، نویسنده مطرح قرن نوزدهم و نویسنده آثار محبوبی چون «غرور و تعصب» کرد و گفت: «اصلا نمی‌توانم با نگاه احساساتی او و برداشت احساساتی‌اش از دنیا کنار بیایم.»

این صحبت‌ها موجب خشم ناشر قدیمی آثار نایپل و نویسنده مطرح بریتانیایی این روزها شد. دیانا آتیل که چندین جایزه ادبی نیز برده است، درمورد نایپل گفت: «به نظر می‌رسد عقلش را دارد از دست می‌دهد.»

آتیل افزود: «همیشه به آزار دادن دیگران تمایل داشت... حرف‌هایش خیلی مضحک است. من به کنار، فقط کافی است به نویسندگان زنی چون جرج الیوت (شاعر زن که با نام مستعار مردانه می‌نوشت) و جین آستن فکر کنید. نمی‌شود حرف‌هایش را جدی گرفت.»

ناشر نایپل در آخر گفت: «وقتی از او پرسیده شد حس درونی‌اش چیست به نظرم آمد حس درونی او فقط حماقت است.»

نایپل که ساکن بریتانیاست در گذشته هم جنجال راه انداخته بود، او کشورهای رهایی‌یافته از استعمار را «جوامع نیم​پز» خوانده بود.

این نویسنده همچنین با پل ترو، رفیق صمیمی‌اش سالها قهر بود که این مسئله چند روز پیش در جریان جشنوراه ادبی هی-آن-وی با دوستی آن دو نفر به خیر و خوشی خاتمه یافت.

خداحافظ ناصر خان


به من می گویند عصبانی نشوم ، مگر بی غیرتم وقتی درد و مشکلات مردم را به چشم می بینم ، با بی تفاوتی از کنار آن بگذرم.آمده اند و یارانه ها را به مردم قالب کرده اند.زندگی مردم  بهتر نشده  که بدتر هم شده است .خدمت به مردم یعنی فراهم کردن رفاه و آسایش آنها اما متاسفانه شاهد نداری و سختی زندگی مردم هستیم.دولت می گوید  چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک میکنیم ، مگر مردم گدا هستند ؟ مردم ایران روی گنج خوابیده اند ، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند،دولت  باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم   را دودستی تقدیم آنها نماید.چهل هزار تومان در ماه به مردم می دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند.از دید مسوولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت واینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! .برای من گاز می آمد چهل هزار تومان و حالا می آید یک میلیون تومان .گاز به کشور همسایه با مبلغی بمراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می کنند ، صادر می شود.با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم ؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی ام مثل امروز شود.من این حرفها را برای خودم نمی زنم.


ناصر حجازي

مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی
ادامه نوشته

نگاه آماري به تاريخچه نوبل ادبيات

نگاه آماري به تاريخچه نوبل ادبيات

ماریو بارگاس یوسا به عنوان یكصدوهفتمین برنده نوبل ادبیات، معتبرترین جایزه ادبی دنیا معرفی شد.

نویسنده پرویی، ماریو وارگاس یوسا (Mario Vargas Llosa) از مشهورترین نویسندگان دنیای اسپانیایی زبان هفتم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات 2010 شد.
به گزارش آسوشیتدپرس آکادمی سوئد اعلام کرد این نویسنده 74 ساله "به خاطر ترسیم نقشه ساختار قدرت و تصاویر پرقدرتش از مقاومت، شورش و شکست فردی" برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
وارگاس یوسا بیش از 30 رمان، نمایشنامه و جستار نوشته است، از جمله کتاب‌های "گفتگو در کاتدرال" و "خانه سبز". او در سال 1995 برنده جایزه سروانتس، معتبرترین جایزه ادبی دنیای اسپانیایی زبان، شده بود.
شهرت بین‌المللی او در دهه 1960 با رمان "دوران قهرمانان" آغاز شد.
وارگاس یوسا اولین نویسنده آمریکای جنوبی است که پس از برنده شدن گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی، در سال 1982 برنده جایزه نوبل ادبیات می‌شود.

                            

جایزه نوبل ادبیات هرساله از سوی آكادمی نوبل برای تقدیر از یك عمر دستاورد ادبی به یك شاعر، نویسنده و یا نمایش نامه نویس اعطا می شود كه به دلیل قدمت و ارزش مادی، با دیگر جایزه های ادبی در جهان قابل مقایسه نیست.

جایزه ی نوبل ادبی برای اولین بار در سال 1901 برگزار شد و «سولی پرودوم» فرانسوی نام خود را به عنوان اولین برنده این جایزه به ثبت رساند. این جایزه تاكنون به 105 شخصیت ادبی اعطا شده است و البته هفت بار در سال های 1914، 1918، 1935، 1940، 1941، 1942 و 1943 آكادمی نوبل موفق به برگزاری و اعطای این جایزه نشد. صرف نظر از سال های جنگ جهانی اول و دوم، آكادمی نوبل در سال هایی كه اعضای آن برای انتخاب برنده ی نوبل به اجماع نظر نمی رسیدند، از برگزاری آن خودداری كرد.

جایزه ی نوبل ادبیات طی بیش از یك قرن برگزاری، همواره با جنجال های كوچك و بزرگ همراه بوده است. بسیاری از كارشناسان و منتقدان ادبی معتقدند آكادمی نوبل به دلایل سیاسی و غیرادبی، نویسندگان بزرگی را از دریافت این جایزه محروم كرده است كه مارسل پروست، جیمز جویس، ولادیمیر ناباكوف و خورخه لوئیس بورخس سرشناس ترین آن ها هستند.

هرچند بزرگانی چون لئو تولستوی، هنریك ایبسن، امیل زولا و مارك تواین نیز به دلایلی كه مغایر وصیت های بنیان گذار آكادمی نوبل بودند، از كسب این افتخار بازماندند.

از دیگر نویسندگان سرشناس به «آسترید لیندگرن»، نویسنده ی سوئدی خالق «پی پی جوراب بلند» می توان اشاره كرد كه به اعتقاد برخی منتقدان، چون آكادمی نوبل به ادبیات كودك توجهی ندارد، از قافله ی برندگان جایزه ی نوبل جا ماند.

توجه ویژه ی آكادمی نوبل به نویسندگان اروپایی در نوع خود جالب و البته اعتراض آمیز بوده است. از مجموع 105 برنده ی نوبل ادبیات در سال های گذشته، تنها 27 نفر غیراروپایی بوده اند و حتا كشوری چون سوئد بیش تر از همه ی قاره ی آسیا سابقه ی كسب نوبل ادبیات را دارد. اظهارات سال گذشته ی هوراس انگداهل - دبیر وقت آكادمی نوبل - كه اروپا را محور اصلی جهان ادبیات دانسته بود، به نظر توجیهی برای این جهت گیری های جغرافیایی است.

نویسندگان فرانسوی با 15بار كسب نوبل ادبیات، پیشتاز بلامنازع هستند. ژان ماری گوستاو لوكلزیو آخرین نماینده ی ادبیات فرانسه بود كه سال گذشته موفق به دریافت این جایزه شد. رومن رولان، آناتول فرانس، آندره ژید، آلبر كامو، ژان پل سارتر و كلود سیمون از سرشناس ترین فرانسوی های این فهرست هستند.

پس از فرانسه، آمریكا و انگلستان هریك با 10 جایزه ی نوبل مشتركا در رتبه ی دوم قرار دارند. آمریكا برای كسب اولین جایزه ی نوبل ادبیات سه دهه انتظار كشید تا سینكلر لوئیس در سال 1930 آن را كسب كرد. تونی موریسون نیز آخرین آمریكایی بود كه 17 سال قبل این جایزه را به دست آورد.

آلمان (8)، سوئد (7)، ایتالیا (6)، اسپانیا (5)، لهستان (4)، ایرلند (4) و شوروی سابق (3) دیگر كشورهایی هستند كه به دفعات جایزه ی نوبل ادبیات را كسب كرده اند. این در حالی است كه قاره ی پهناور آسیا تنها در سه دوره كه دوبار آن توسط ژاپن در سال های 1968 و 1944 و یك بار آن توسط هند در سال 1913 بود، این افتخار را كسب كرده است.

جوان ترین برنده جایزه ی نوبل ادبیات طی چند دهه گذشته، رودیارد كیپلینگ انگلیسی است كه در سال 1907 در حالی كه 42 سال داشت، این جایزه را به دست آورد. در سوی مقابل، دوریس لسینگ انگلیسی در سال 2007 در حالی كه 88ساله بود، نوبل ادبیات را كسب كرد تا پیرترین برنده ی این جایزه نام بگیرد.

یكی از موارد قابل توجه در تاریخ برگزاری جایزه ی نوبل ادبیات، شمار معدود نویسندگان زن است؛ به طوری كه طی 101 سال برگزاری این جایزه، فقط 12 نویسنده ی زن نوبل ادبیات را كسب كرده اند. سلما لاگرلوف سوئدی اولین زنی بود كه در سال 1909 موفق به كسب نوبل ادبیات شد. دیگر نویسندگان و شاعران زن برنده ی نوبل ادبیات عبارت اند از: گراتزیا دلدا (ایتالیا/1926)، زیگرید اوندست (نروژ/1928)، پرل باك (آمریكا/1938)، گابریلا میسترال (شیلی/1945)، نلی ساچز (سوئد/1966)، نادین گوردیمر (آفریقای جنوبی/1991)، تونی موریسون (آمریكا/1993)، ویسلاوا شیمبورسكا (لهستان/1996)، الفریده جلینك (اتریش/2004) و دوریس لسینگ (انگلیس/2007)، هرتا مولر (آلمان/2009)

تاكنون فقط یك بار در سال 1931، جایزه ی نوبل ادبیات بعد از مرگ یك نویسنده به وی اعطا شده است. اریك آكسل كارلفلدت در این سال در حالی كه در قید حیات نبود، برنده ی نوبل ادبیات انتخاب شد. البته آكادمی نوبل پس از آن در سال 1974 اعلام كرد دیگر هیچ نویسنده ای بعد از مرگ، برنده ی این جایزه نخواهد بود؛ مگر آن كه بعد از اعلام آكادمی نوبل درگذشته باشد.

 

در تمام دوره های برگزاری جایزه ی نوبل ادبیات، تنها دو نفر از دریافت این جایزه ی ارزشمند خودداری كرده اند. بوریس پاسترناك، خالق كتاب «دكتر ژیواگو» در سال 1958، تحت فشار مقامات شوروی سابق از سفر به استكهلم برای دریافت جایزه امتناع ورزید. ژان پل سارتر فرانسوی نیز در سال 1964 به علت این كه به هیچ جایزه و عنوان رسمی اعتقاد نداشت، نوبل ادبیات را نپذیرفت.

تاكنون تنها در چهار دوره از جوایز نوبل ادبیات، هم زمان بیش از یك نفر به عنوان برنده معرفی شده اند كه البته وقوع آن بیش تر در دیگر شاخه های جایزه ی نوبل متداول است. در سال 1904، فردریك میسترال فرانسوی و خوزه اچه گارای اسپانیایی، در سال 1917 كارل آدولف گیلروپ و هنریك پونتوپیدان هر دو از دانمارك، در سال 1966 شموئل یوسف آنیون اسراییلی و نلی ساچز سوییسی و در سال 1974 ایویند جانسون و هری مارتینسون هردو از سوئد مشتركا جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت كرده اند. با این حال، هیچ نویسنده یا شاعری بیش از یك بار این جایزه را كسب نكرده است.

شگفت انگیزترین انتخاب آكادمی نوبل در شاخه ی ادبیات، به عقیده ی بسیاری، وینستون چرچیل است كه در سال 1953 به این عنوان دست یافت. او درواقع برای جایزه ی صلح نوبل نامزد بود كه به عنوان برنده ی نوبل ادبیات معرفی شد.

 

** فهرست برندگان جایزه نوبل ادبیات از ابتدا تا امروز:

1901- سولی پرودوم (فرانسه)؛ 1902- تئودور مومزن (آلمان)؛ 1903- بیورنسترنه بیورنسن (نروژ)؛ 1904- فردریك میسترال (فرانسه) و خوزه اچه خارای ای ایزاگیزه (اسپانیا)؛ 1905- هنریك سینكیه ویچ (لهستان)؛ 1906- جوسوئه كاردوچی (ایتالیا)؛ 1907- رودیارد كیپلینك (انگلیس)؛ 1908- رودولف كریستف یوكن (آلمان)؛ 1909- سلما لاگرلوف (سوئد)؛ 1910- پال هیزه (آلمان)؛ 1911- كنت موریس مترلینك (بلژیك)؛ 1912- گرهارد هاپتمان (آلمان)؛ 1913- رابیندرانات تاگور (هند)؛ 1915- رومن رولان (فرانسه)؛ 1916- ورنر فون هایدنشتام (سوئد)؛ 1917- كارل آدولف گیلروپ و هنریك پونتوپیدان (دانمارك)؛ 1919- كارل اشپیتلر (سوییس)؛ 1920- كنوت هامسون (نروژ)؛ 1921- آناتول فرانس (فرانسه)؛ 1922- خاسینتو بناونته (اسپانیا)؛ 1923- ویلیام بوتلر ییتس (ایرلند)؛ 1924- ولادسیلاو ریمونت (لهستان)؛ 1925 - جورج برنارد شاو (ایرلند)؛ 1926- گراتزیا دلدا (ایتالیا)؛ 1927- هانری برگسون (فرانسه)؛ 1928- زیگرید اوندست (نروژ)؛ 1929- توماس مان (آلمان)؛ 1930- سینكلر لوییس (آمریكا)؛ 1931- اریك آكسل كارلفلدت (آلمان)؛ 1932- جان گلسورتی (انگلیس)؛ 1933- ایوان بونین (روسیه)؛ 1934- لوییجی پیراندلو (ایتالیا)؛ 1936- یوجین اونیل (آمریكا)؛ 1937- روژه مارتن دوگار (فرانسه)؛ 1938- پرل باك (آمریكا)؛ 1939- فرانس امیل سیلانپا (فنلاند)؛ 1944- یوهانس ویلهلم ینسن (دانمارك)؛ 1945- گابریل میسترال (شیلی)؛ 1946- هرمان هسه (سوییس)؛ 1947- آندره ژید (فرانسه)؛ 1948- تی.اس الیوت (آمریكا/انگلیس)؛ 1949- ویلیام فاكنر (آمریكا)؛ 1950- برتراند راسل (انگلیس)؛ 1951- پار لاگركویست (سوئد)؛ 1952- فرانسوا موریاك (فرانسه)؛ 1953- وینستون چرچیل (انگیس)؛ 1954- ارنست همینگوی (آمریكا)؛ 1955- هالدور لاكسنس (ایسلند)؛ 1956- خوان رامون خیمنس (اسپانیا)؛ 1957- آلبر كامو (فرانسه)؛ 1958- بوریس پاسترناك (روسیه/ جایزه را نپذیرفت)؛ 1959- سالواتوره كازیمودو (ایتالیا)؛ 1960- سن ژون پرس (فرانسه)؛ 1961- ایو آندریچ (یوگسلاوی)؛ 1962- جان اشتاین بك (آمریكا)؛ 1963- گیورگوس سفریس (یونان)؛ 1964- ژان پل سارتر (فرانسه/جایزه را نپذیرفت)؛ 1965- میخاییل شولوخوف (روسیه)؛ 1966- شموئل یوسف آنیون (اسراییل) و نلی زاكس (سوییس/آلمان)؛ 1967- میگل آنخل آستوریاس (اسپانیا)؛ 1968- یاسوناری كاواباتا (ژاپن)؛ 1969- ساموئل بكت (ایرلند)؛ 1970- الكساندر سولژ نیتسین (روسیه)؛ 1971- پاپلو نرودا (شیلی)؛ 1972- هاینریش بل (آلمان)؛ 1973- پاتریك وایت (استرالیا)؛ 1974- ایویند جانسون و هاری مارتینسون (سوئد)؛ 1975- یوجنیو مونتاله (ایتالیا)؛ 1976- سال بلو (كانادا/آمریكا)؛ 1977- ویسنته آله ایخاندره (اسپانیا)؛ 1978- ایساك باشویس زینگر (آمریكا/لهستان)؛ 1979- اودیساس الیتیس (یونان)؛ 1980- چسلاو میلوش (لهستان/آمریكا)؛ 1981- الیاس كانتی (انگلیس)؛ 1982- گابریل گارسیا ماركز (كلمبیا)؛ 1983- ویلیام گلدینگ (انگلیس)؛ 1984- یاروسلاو زایفرت (چكسلاواكی)؛ 1985- كلود سیمون (فرانسه)؛ 1986- اولووله سوینكا (نیجریه)؛ 1987- جوزف برادسكی (روسیه/آمریكا)؛ 1988- نجیب محفوظ (مصر) ؛ 1989- كامیلو خوزه سلا (اسپانیا)؛ 1990- اكتاویو پاز (مكزیك)؛ 1991- نادین گوردیمر (آفریقای جنوبی)؛ 1992- درك والكوت (سنت لوسیا)؛ 1993- تونی موریسون (آمریكا)؛ 1994- كنزابورو اوئه (ژاپن)؛ 1995- شیموس هینی (ایرلند)؛ 1996- ویسلاوا شیمبورسكا (لهستان)؛ 1997- داریو فو (ایتالیا)؛ 1998- خوزه ساراماگو (پرتغال)؛ 1999-گونتر گراس (آلمان)؛ 2000- گائو تسینگجیان (چین/فرانسه)؛ 2001- ویدیادار سوراجپراساد نایپال (ترینیداد و توباگو/انگلیس)؛ 2002- ایمره كرتس (مجارستان)؛ 2003- جان مكسول كوئتزی (آفریقای جنوبی)؛ 2004- الفرید جلینك (اتریش)؛ 2005- هارولد پینتر (انگلیس)؛ 2006- اورهان پاموك (تركیه)؛ 2007 - دوریس لسینگ (انگلیس)؛ 2008 - ژان ماری گوستاو لوكلزیو (فرانسه)؛ 2009- هرتا مولر (آلمان)؛ 2010- ماریو بارگاس یوسا (پرو).

منبع : isna.ir
ارسال به دوست

«شاخ» دومین مجموعه داستان پیمان هوشمندزاده (عکاس و نویسنده)

دومین مجموعه داستان پیمان هوشمندزاده (عکاس و نویسنده) با نام «شاخ» با درون مایه ای طنز را نشر چشمه منتشر کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، «شاخ» روایت ملال و گاه آشفتگی دو سرباز است که در منطقه‌ای بیابانی، دوران سربازی خود را می‌گذرانند. جنگ تمام شده اما اثر آن بر منطقه و بر آدم‌ها هنوز هست؛ با جنازه‌هایی که پوسیده‌اند و جا به جای بیابان به صورت روی شن افتاده‌اند، با صدای خش‌خش بی‌سیم و دختر عربی که دلخوشی سربازهای تنهای بیابان‌نشین می‌شود. «شاخ» روایتی است از این دو نفر در گذران روز و زندگی؛ در دل‌بستن به رفت و آمد آدم‌هایی که از شهر می‌آیند، پوستر می‌فروشند و زمینی هستند. 

«شاخ» شامل 14 داستان کوتاه است که مایه‌های طنز در آن نسبت به مجموعه پیشین هوشمندزاده بیش‌تر دیده می‌شود. دیالوگ‌نویسی طنزی که در روایت پیمان هوشمندزاده در این مجموعه‌داستان پیوسته حضور دارد به راحتی می‌تواند مخاطب را گیر بیاندازد که کتاب را بخواند و از ملال زندگی دو سرباز، ملول شود و از آشفتگی‌های روحی و رفتاری‌شان وحشت کند و با طنز داستان‌ها بخند.

هوشمندزاده درباره این کتاب می گوید: «مجموعه «شاخ» شامل 14 داستان کوتاه به هم پیوسته درباره دو سرباز و یک مرغ و خروس است. داستان‌های این مجموعه واقع‌گرا و سال گذشته نوشته شده است».

در بخشی از این کتاب می خوانیم: «بی‌سیم‌چی آن‌طرف خطی‌ها بود. نامردها بی‌سیم‌چی زن داشتند. عوضش ما با عکس خواننده‌ها حال می‌کردیم. آن هم عکسی که توی شش‌تا سوراخ قایمش کرده بودیم. عربی بلد نبودیم ولی دختره خوب فارسی حرف می‌زد. صدای خوبی هم داشت. سیا می‌مرد برای صداش! یک ناز بامزه‌ای توی صداش بود که بیشتر به ایرانی‌ها می‌زد تا عرب‌های کت و کلفت. تازه گاهی محض خنده لا‌به‌لای حرف‌هاش اصفهانی هم می‌پراند. مثلاً عشوه می‌آمد. برای ما خودش را لوس می‌کرد. برای من که نه، به هوای سیا».

از این نویسنده پیش از «شاخ»، مجموعه داستان «ها کردن» توسط نشر چشمه منتشر شده است. «شاخ» را نیز همین نشر در شمارگان آن 2 هزار نسخه و قیمت 2200 تومان منتشر کرده است. این مجموعه حجم کمی دارد و 86 صفحه است.

یادآور می شود «شاخ» پیمان هوشمندزاده به عنوان نامزد دریافت تندیس چهارمین جایزه ادبی «روزی روزگاری» در بخش رمان کوتاه از سوی دبیرخانه این جایزه انتخاب شده است.