از رمان نویسی تا خودکشی


از بالا، چپ: ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، ریونوسوکه آکوتاگاوا و چزاره پاوزه

چاک پالانیک، نویسنده رمان باشگاه مشت زنی در جایی گفته: تفاوت کسی که خودکشی می کند با کسی که شهید می شود این است که شهید از پوشش رسانه ای بیشتری برخوردار می شود.

مطمئنا خودکشی یک جوان دلزده از زندگی که سر و جمع ده نفر غمخوار دارد برای رسانه های خبری هیجان انگیز نیست. اما کسانی هم هستند که خودکشی شان برای رسانه ها از شهادت یک گردان سرباز اهمیت بیشتری دارد.

در برخی موارد، مرگ مشکوک چهره های نامدار، توسط بعضی از رسانه ها طوری پوشش داده می شود که مثل خودکشی جلوه کند و بازتاب بیشتری داشته باشد.

جف باکلی، موسیقی دان آمریکایی در سال ۱۹۹۷ و در سن ۲۸ سالگی در رودخانه غرق شد. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد او خودکشی کرده است ولی مرگ او در روزهایی ابتدایی کشف جسدش به شکلی پوشش داده شد که بسیاری از طرفدارانش هنوز هم خیال می کنند که قهرمانشان خودکشی کرده است. شاید تلخی آثار او به این نگرش دامن زده باشد ولی شکی نیست که قصه خودکشی یک ستاره مردمی قصه پرفروشی است. در حالیکه خودکشی جوان گمنام همسایه معمولا یک نارسایی عاطفی است و با یک حیف شد به پایان می رسد.

خودکشی در قالب های مختلفی دسته بندی می شود. خودکشی آیینی، خودکشی ایدئولوژیکی، خودکشی دسته جمعی، خودکشی انتحاری، خودکشی ترحمی و بعضی شکل های دیگر. اما قالبی به عنوان خودکشی فرهنگی یا ادبی وجود ندارد. این جنس از خودکشی نه به اندازه خودکشی پسر همسایه ترحم برانگیز است و نه مثل مرگ خود خواسته راک استارها، قهرمانانه. خودکشی یک نویسنده غالبا شبیه نقطه پایانی است که در جای نادرست رمان قرار گرفته باشد. هر چند که دوران ما عصر پایان های باز است.

روز دهم ماه سپتامبراز سوی سازمان بهداشت جهانی روز پیشگیری از خودکشی نام گرفته است. به همین مناسبت یادی از نویسندگانی می کنیم که منتظر نماندند تا مرگ در خانه شان را بزند.

ارنست همینگوی

ارنست همینگوی

یکی از بزرگترین نویسندگان آمریکا و برنده جایزه نوبل، از مشهورترین چهره های فرهنگی و ادبی است که منتظر دستور اخراج از این دنیا نشد و خودش استعفاء داد. او درتاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی، و در سن ۶۲ سالگی تپانچه‌ای برداشت و به مغزش شلیک کرد.

همسرش ماری ولش مدعی شد که ارنست مشغول تمیز کردن تپانچه‌اش بوده که گلوله‌ای از آن در رفته و باعث مرگ وی شده است ولی بعید است که انسان هنگام تمیز کردن اسلحه آن را با زاویه نود درجه روی شقیقه اش قرار دهد.

ارنست همینگوی ماجراجو بود. از زخمی‌شدن در ایتالیا بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکش‌ نیروهای اتریشی -در خلال جنگ جهانی اول- گرفته تا شرکت در خط مقدم جبهه‌های جنگ داخلی اسپانیا یا سفرهای توریستی به حیات ‌وحش آفریقا و ماهی‌گیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. او با قواعد تعریف شده زندگی سر سازش نداشت و با شلیک گلوله ای به مغزش نشان داد که با قواعد تعریف شده مرگ هم سر سازگاری ندارد.

ریونوسوکه آکوتاگاوا

آکوتا گاوا، نویسنده قصه معروف راشومون از برجسته ترین نویسندگان ژاپن است. او را پدر قصه کوتاه ژاپن می دانند و تاثیر زیادی بر هنرمندان ژاپنی در شاخه های مختلف هنری داشته است.

آکوتا گاوا فقط ۳۵ سال عمر کرد ولی در سال های آخر زندگی با اختلال و توهم در قوه شنوایی و افکار مالیخولیایی دست و پنجه نرم می کرد.

بزرگترین ترس این نویسنده ژاپنی از دیوانه شدن بود. مادرش در آسایشگاه روانی به سر می برد و ریونوسوکه مطمئن بود که به سرنوشت او دچار می شود. در یکی از یادداشت های او که بعد از مرگش پیدا شد اینطور نوشته است: ادامهٔ زندگی با چنین ادراکاتی، شکنجهٔ توصیف ناپذیری است. آیا کسی پیدا نمی شود که بی سروصدا گلوی مرا در خواب بفشارد.

ریونوسکه در شامگاه ۲۴ ژوئیه سال ۱۹۲۷ با خوردن قرص های سیانور پتاسیم به زندگی اش پایان داد.

هرسال جایزه ای ادبی به نام او به بهترین نویسنده سال ژاپن اهدا می شود.

ویرجینیا وولف

ویرجینیا وولف

من اطمینان دارم که بیماری جنون دوباره گریبانم را می گیرد و اینبار سالم از کارزارش برنمی گردم.... این کلماتی است که ویرجینیا وولف پیش از مرگ برای همسرش لئوناردو نوشت.

ویرجینیا وولف خالق رمان هایی مثل اورلاندو و به سوی فانوس دریایی، از بیماری افسردگی رنج می برد.

او که طبعی حساس داشت پس از اتمام آخرین رمان خود به‌ نام بین دو پرده نمایش، جیب‌های اورکتی را پر از سنگ کرد، آن را پوشید و به رودخانه اوز در رادمال رفت و خود را غرق کرد.

سه هفته طول کشید تا جسدش را پیدا کردند. وولف در هنگام مرگ ۵۹ ساله بود.

یوکیو میشما

رویکرد مردم مختلف دنیا به خودکشی متفاوت است و ژاپنی ها روش خود را دارند. در ژاپن تا همین اواخر رایج بود که اگر کسی می خواست خودکشی کند همه اعضا فامیل را به خانه اش دعوت می کرد و این موضوع را با آنها در میان می گذاشت. دوستان او سعی می کردند که با برشمردن مزیت های زندگی او را از این کار منع کنند. اگر موفق می شدند که ماجرا ختم به خیر شده بود ولی اگر موفق نمی شدند، نیمه شب با چشم های گریان به خانه می رفتند و صبح روز بعد برای بردن جنازه باز می گشتند.

یوکیو میشما نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس مشهور ژاپنی است که سه بار کاندیدای جایزه نوبل ادبیات شد. نویسنده کتاب اسب های لجام گریخته یکی از مهمترین و تاثیر گذارترین نویسندگان قرن بیستم ژاپن است که در سال ۱۹۷۰ و در سن ۴۵ سالگی به شیوه سنتی هاراگیری، یعنی فروکردن خنجر در بدنش جان باخت.

ریچارد برایتیگان

نویسنده کتاب های در قند هندوانه و صید قزل آلا ۴۹ ساله بود که احساس کرد بس است. او پشت پنجره اتاقش رو به دریا ایستاد و با یک تفنگ کالیبر ۴۴ به شقیقه اش شلیک کرد.

گفته می شود که برایتیگان دوران کودکی و نوجوانی سختی داشت. او در جوانی عاشق جنبش بیت در آمریکا شد و از نویسندگانی مثل جک کرواک و آلن گینزبرگ تاثیر گرفت. ولی در ادامه کارش موفق شد سبک و سیاق متعلق به خودش را پیدا کند و از فرم های رایج ادبی بگریزد.

برایتیگان با چاپ کتاب صید قزل آلا در آمریکا به شهرت رسید و در دهه هشتاد و پیش از مرگ یکی از شناخته شده ترین نویسندگان آمریکایی بود ولی گفته می شود که برایتیگان در تمام عمر از بیماری افسردگی رنج می برد. البته افسردگی هم به مانند مالیخولیا، شیزوفرنی و جنون از جمله بیماری های جانبی شغل نویسندگی است و بسیاری از نویسنده های دنیا سهمی از آن دارند.

رومن گاری

رومن گاری

به خاطر همسرم نبود، کار دیگری نداشتم.

این از آخرین جملات رومن گاری است. او زندگی پر پیچ و خمی داشت و به جز رمان نویسی، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات سیاسی کشور فرانسه هم بود. رومن گاری تنها نویسنده ای است که دوبار موفق به کسب جایزه گنکور شده است. این جایزه در طول حیات یک نویسنده فقط یکبار به او داده می شود ولی رومن گاری کتاب زندگی در پیش رو را با نام مستعار امیلی آجر نوشت و پسر عموی خود را برای دریافت جایزه به جشنواره فرستاد. او بعدها در کتاب زندگی و مرگ امیلی آجر این حقیقت را فاش کرد.

رومن گاری در سال ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش و در سن ۶۶ سالگی با شلیک گلوله به زندگی خودش خاتمه داد.

چزاره پاوزه

نویسنده ایتالیایی کتاب معروف ماه و آتش که سهم زیادی در شناساندن ادبیات ایتالیا به جهان دارد در سال ۱۹۰۸ به دنیا آمد و در سال ۱۹۵۰ و در سن ۴۲ سالگی در هتلی خودکشی کرد. پاوزه فعالیت های سیاسی ضدفاشیستی هم داشت و به جرم این عمل سه سال را در زندان گذراند و بعد از جنگ از اقبال جهانی بیشتری برخوردار شد. ولی در سن در سن ۴۲ سالگی در حالیکه معتبرترین جایزه ادبی ایتالیا را دریافت کرده بود با خوردن مقدار زیادی فنوباربیتال خودکشی کرد.

صادق هدایت

.یک دیوانگی کردم به خیر گذشت

این جمله ای است که صادق هدایت وقتی که اولین تلاشش برای خودکشی ناکام ماند به برادرش نوشت. او در سال ۱۳۰۷ هجری قصد داشت خودش را در رود مارن غرق کند که موفق نشد. اما در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ و در سن ۴۹ سالگی وقتی که شیر گاز را در هتل محل اقامتش در پاریس باز کرد نیازی به نامه نگاری ندید و همانجا جان سپرد.

صادق هدایت

برای خودکشی هر نویسنده ای می توان دلایل شخصی فراوانی جستجو کرد ولی کثرت این مرگ ها نشان از خطری دارد که در پس فهم هر کلمه نهفته است.

جیم وایت شاعر و آهنگساز آمریکایی می گوید:

احساس می کنم که در تله دانسته هایم گیر افتاده ام و ای کاش که نمی دانستم


علیرضا میراسدالله

بی‌بی‌سی

باستين، همراه با تو مي‌گريم و همدردي مي‌کنيم.

به نقل از سايت ورزش آلمان، اشتفان افن‌برگ شب گذشته يکي از تماشاگران بازي ياران سابقش در ورزشگاه آليانس آره‌نا مقابل تيم انگليسي در فينال ليگ قهرمانان اروپا  بود. وي پس از ناکامي سرخ‌پوشان اظهار داشت: از نظر من شکست بايرن مقابل چلسي، کاملا تلخ، ناگوار و دردناک است. بايرني‌ها کمي هم بايد از خود بپرسند چرا چنين شرايطي خلق شد.

بازيکن سال‌هاي1990 تا 1992 و 1998 تا 2002  مونيخي‌‌ها افزود: بايرن در 90 دقيقه ابتداي بازي بسيار موقعيت خلق و هدر داد. بايد در همان دقايق نتيجه مي‌گرفت.


در جدال شب گذشته دو تيم در پايان 90 دقيقه وقت معمول و 30 دقيقه وقت اضافه به تساوي يک بر يک رسيدند؛ اما در ضربات پنالتي چلسي 4 بر 3 پيروز شد.



ه نقل از اشپورت بيلد، شنبه شب ولفگانگ نيرس‌باخ همانند ميهمانان ويژه آلماني در کنار هواداران بايرن در ورزشگاه آليانس آره‌‌نا، محل برگزاري فينال ليگ قهرمانان اروپا را خوشحال و سرحال ترک نکرد.

وي از شکست بايرن، تيم کشورش در پايان ديدار دراماتيک و 120 دقيقه‌اي با حريف انگليسي ناراحت بود. از اين رو تنها به ذکر چند جمله کوتاه بسنده کرد.


وي اظهار داشت: در جدال بايرن و چلسي، فوتبالي با نتيجه‌اي عادلانه را شاهد نبوديم. واقعا غيرقابل درک است که امشب در اين مصاف چه اتفاقي افتاد که بايرن شکست خورد.


وي افزود: من که نمي‌توانم عبارتي بر اين فرم ناکامي بر زبان آورم.



 به نقل از سايت ورزش آلمان، مانوئل نوير شب گذشته در فينال  ليگ قهرمانان اروپا تلاش زيادي کرد تا بتواند نقشي در قهرماني يارانش مقابل چلسي انگليس ايفا کند.

وي پس از آنکه تيمش در 90 دقيقه معمول و 30 دقيقه اضافه يک بر يک مقابل حريف آبي‌پوش به تساوي رسيد، در ضيافت پنالتي‌ها، يک ضربه را مهار کرد و حتي ضربه سوم را به گل بدل کرد. با اين حال او و سرخ‌پوشان 4 بر 3 مغلوب و محروم از جام شدند.


دروازه‌بان 25 ساله باوارايي‌ها پس از اين شکست اظهار داشت: همه آمار و ارقام به سود ما بود. سه بار صاحب سه موقعيت کليدي شديم اما درست استفاده نکرديم.


او ادامه داد: اگر همين الان يک بار فيلم بازي را ببينيد و ندانيد در پايان چه اتفاقي افتاده، حتما خواهيد گفت بايرن مطمئنا شکست نخورده است. اما ما از خود لطمه خورديم چون در فرصت‌هاي کسب شده به حريف ضربه نزديم.



به نقل از رويترز، آرين روبن در ديدار نهايي شب گذشته ليگ قهرمانان اروپا نتوانست در دقيقه 95 بازي ماراتن‌گونه ياران باوارايي‌اش و چلسي، ضربه پنالتي‌ را به گل تبديل کند.

از اين رو او در تاريخ حيات مهم‌ترين پيکارهاي باشگاهي قاره سبز، سومين بازيکني شد که در يک بازي فينال، ضربه‌ پنالتي را در جريان بازي از دست مي‌دهد.


تا قبل از او در سال 2001 ، مهمت شول، هافبک بايرن مونيخ در جدال با والنسيا يک ضربه پنالتي که بخاطر خطاي گايسکا منديتا ايجاد شد،‌ خراب کرد. البته ياران وي توانستند پس از تساوي در وقت معمول و اضافه ،‌در ضربات پنالتي پيروز ميدان شوند.


پس از او ژابي آلونسو ، هافبک ليورپول در سال 2005 مقابل آ.ث‌‌ميلان يک ضربه پنالتي حساس را هدر داد  اما در حرکت ريباند و دفع ناقص توپ توسط دروازه‌بان ميلان، توپ را بالاخره گل کرد.


  روزنامه بيلد در شماره روز يکشنبه (امروز) خود بخش‌هايي از صفحات ورزشي خود را به بازي شب گذشته فينال ليگ قهرمانان اروپا ميان بايرن مونيخ و چلسي در ورزشگاه آليانس آر‌ه‌نا اختصاص داد. ديداري که تيم آلماني با وجود برتري در 120 دقيقه نبرد به تساوي يک بر يک رسيد اما در ضربات پنالتي 4 بر 3 شکست خورد و از کسب جام محروم شد.

البته هنگام نواختن ضربات پنالتي، باستين شواين اشتايگر به عنوان زننده آخرين ضربه مونيخي‌ها،‌برخلاف گذشته حرکت مطلوبي نداشت و ضربه‌اش را پيتر چک مهار کرد تا حتي اميد واپسين ميزبان نيز از بين رود.


پس از اين اتفاق، شواين اشتايگر نقش بر زمين شد و براي دقايقي گريست. در اين حال يکي، دو بازيکن تيم استامفوردبريجي همچون دروگبا و لوئيز به او دلداري دادند.


بيلد در گزارشي به همين منظور نوشت: باستين، همراه با تو مي‌گريم و همدردي مي‌کنيم.


قهرماني يک ميليارد پوندي و گريه‌هاي مرد يخي


چلسي نخستين بار در تاريخ خود قهرمان اروپا شد تا هزينه‌هاي گزاف آبراموويچ در اين تيم هنگام قهرماني تبديل به اشک شوق شود.


به نقل از کيکر، اولي هوينس شنبه شب پس از باخت تيمش در فينال ليگ قهرمانان اروپا در ضربات پنالتي لحظات سختي را تجربه کرد.



وي در اين باره گفت: واقعا نمي توان چنين شکستي را باور کرد. وقتي در يک بازي به اين خوبي، تيم شما صاحب موقعيت‌هاي زيادي مي شود که مي تواند کار را تمام کند، بايد قادر شود که از اين فرصت ها نهايت استفاده را به عمل آورد. از فرصت‌ها استفاده نکرديم و به همين دليل بازنده شديم.


به نقل از روزنامه داگبلات، آرين روبن شب گذشته در فينال ليگ قهرمانان اروپا بازي پرانتقادي مقابل چلسي ارائه کرد. اين ستاره هلندي بارها در نزديکي دروازه پيتر چک، سنگربان خارجي تيم استامفوردبريجي صاحب فرصت‌هاي طلايي شد که با خودخواهي آنان را هدر داد. از همه بدتر در دقيقه 95 يک ضربه پنالتي که مي توانست باعث برتري و در نتيجه قهرماني يارانش شود،‌هدر داد و باعث لطمه به توان رواني تيمش شد.

پس از آنکه در وقت معمول و اضافه اين جدال مهيج تيم سه فصل گذشته‌اش در ورزشگاه آليانس آره‌نا به تساوي يک بر يک رسيد و در ضربات پنالتي 4 بر 3 مغلوب شد، وي مقابل دوربين‌ عکاسان و فيلمبرداران تلويزيوني گريست و از هواداران پوزش خواست.


وي گفت: هواداران مرا ببخشند که ناراحت‌شان کردم. تمام تلاشم را کردم که بايرن نتيجه بگيرد اما واقعا نمي توانم بيان کنم چه اتفاقي افتاد. واقعا برايم سخت است که بتوانم کلماتي را بيابم تا شدت ناراحتي‌ام را از اين بابت بيان کنم.


او ادامه داد:‌اين يکي از آن ديدارهاي خاص فوتبال بود که در ذهن هيچکس نمي گنجد. در خلال بازي ، دو، سه بار شانس در خانه‌مان را زد، اما فرصت‌ها را راحت از دست داده و در پايان دست خالي مانديم.


وي در مورد ضربه پنالتي که زد، نيز گفت: خيلي تلاش کردم اما قبول دارم درست هدف نگرفتم. مي خواستم محکم توپ را به وسط دروازه پيتر چک بزنم. اما توپ درست اين مسير را طي نکرد. هواداران مرا ببخشند. مي‌پذيرم مي شد آن ضربه را خيلي بهتر هم زد.


او ادامه داد:‌ ما مي خواستيم برنده شويم و برگ تازه‌اي به تاريخ کهن بايرن پرافتخار اضافه کنيم. اما اتفاقي تلخ را در تاريخ باشگاه ثبت کرديم. اين يک فرصت بسيار خوب براي هدفي که داشتيم، بود که من به سهم خود بسيار ناراحت هستم.


روبن که قرار است تيم ملي هلند را در يورو 2012 همراهي کند، افزود: مي خواهم در يک هفته مرخصي قبل از حضور در تمرينات تيم ملي،‌در جايي دور از دست همه‌، تک و تنها باشم تا بتوانم غم اين شکست و خستگي فصل را التيام ببخشم.



درپايان اين مسابقه، فرانتس بکن باوئر به خبرنگاران گفت:« چرا بايد انگليسي ها سرزنش کنيم؟آن هم در زماني که بايرن نمي تواند از سلطه اش بربازي بهره ببرد...اين بار شانس با چلسي يار بود و به همين خاطر است که آنها قهرمان شايسته ليگ قهرمانان اروپا هستند ولي بايرن در اکثر دقايق بازي تيم برتر ميدان بود.»


اين موفقيت، دومين جام براي چلسي وروبرتو دي متئو، مربي موقت اين تيم است. تيم او در فينال اف اي کاپ هم موفق شده بود تا با نتيجه 1-2 ليورپول را شکست دهد و به قهرماني برسد.


از سوي ديگر بايرن بعد از دوم شدن در رقابتهاي بوندس ليگا در دو فينال شکست خورد. آنها هم در فينال جام حذفي آلمان مغلوب دورتموند شدند و هم باشکست در ديدار ديشب ازدستيابي به جام قهرماني اروپايي ناکام ماندند.


به نقل از بيلد، کريستيان نرلينگر گفت: واقعا اين بازي مثل خواب و خيال بود. وقتي به بازي نگاه مي کني، گويي فيلمي سينمايي بدي به نمايش درآمده است، فيلمي که همه عوامل سازنده بسيار خوب را داشته، خوب هم در کنار هم کار کرده‌اند، اما محصول چيزي بد شده است.

مدير ورزشي بايرن مونيخ ادامه داد: در جدال با چلسي 120 دقيقه جنگيديم و حتي طرفداران چلسي نيز اذعان مي کنند، عالي بازي کرديم اما نتيجه نهايي به سود آنها شد.


نرلينگر تاکيد کرد: پس از گل مولر در دقيقه 83، بايد درست و منطقي حفظ برتري مي‌کرديم. به نظرم اين يک انتقاد وارد به تيم است که چرا در آن دقايق برتري‌اش را حفظ نکرد تا چنين شکستي رخ دهد.



به نقل از کيکر، يواخيم لو شنبه شب در ورزشگاه آليانس‌آره‌نا يکي از ميهمانان ويژه بود و از نزديک شاهد شکست سرخ‌پوشان باوارايي‌ در ضربات پنالتي از چلسي بود.

وي اظهار داشت: با وجود شکست به بايرني‌ها بخاطر يک فصل حضوري با کلاس در ليگ قهرمانان اروپا تبريک مي گويم. مونيخي‌ها در اين فصل بازي‌هاي بسيار خوبي بخصوص مقابل رئال مادريد ارائه کردند.


لو افزود: مقابل چلسي آنها تيم برتر ميدان در 120 دقيقه بازي بودند و شانس‌هاي بيشتري براي گلزني داشتند. فوتبال گاهي اوقات چهره‌اي ناجوانمردانه به خود مي گيرد. اکنون از اين بابت متاسف و ناراحت هستيم.


مونيخ در اين مسابقه به سرنوشت فينال 2010 دچار شد. اين تيم آخرين بار در سال 2010 در فينال ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي اروپا حاضر شد و در نهايت مغلوب اينترميلان با هدايت ژوزه مورينيو شد. آن نتيجه‌ي تلخ براي بايرن در مقابل ديگان نزديک به 75 هزار تماشاچي ورزشگاه سانتياگو برنابئو اسپانيا رقم خورد.

   شاگردان يوپ هاينکس شامگاه شنبه موقعيت داشتند نخستين تيمي لقب بگيرند که موفق به قهرماني ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه خانگي مي‌شوند. هاينکس خود هم مي‌توانست براي دومين بار به‌عنوان مربي روي سکوي نخست ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي اروپا بايستد. او پيش از اين با رئال مادريد قهرمان اين مسابقات شده بود.

با از دست رفتن سه عنوان قهرماني حالا بايد در انتطار تصميم جديد بايرن براي ادامه کار با هاينکس بود.







معماری کوتوله‌ها

یادتان هست، سرزمین لی‌لی‌پوت‌ها، شهری که آدم‌های کوچولو در آن زندگی می‌کردند و یک روز صبح که گالیور از خواب بلند شد و این طرف و آن طرف را نگاه کرد، کلی آدم کوچولو را اطرافش دید که دست و پاهایش را بسته بودند. 



حالا تصور کنید شما در سرزمین آدم کوتوله‌ها هستید، یک شهر با خانه‌ها و کوچه‌های باریک که قد ساکنان آن به اندازه یک بند انگشت هم نمی‌رسد.

برای ما وجود شهر کوتوله‌ها با آدم‌های کوچک و بندانگشتی بیشتر شبیه به رویایی است که ما را به یاد کارتون سفرهای گالیور می‌اندازد که در دهه ۷۰ چندین بار از تلویزیون پخش شد.
اگرچه تاکنون وجود آدم کوتوله‌ها در حد یک افسانه یا شایعه باقی مانده است، اما در شرق استان کرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاک بیرون آورده شده که به دلیل ساختار کوچه‌ها و خانه‌های آن و کوچک‌بودنشان به شهر کوتوله‌ها شهرت یافته است، شهری که قدمت آن به پنج هزار سال پیش برمی‌گردد و آدم‌های کوتاه قد مهربانی زندگی می‌کنند.

همايش تمدن آراتا، شهداد كرمان 87- محمد گائینی

شهداد با نام کهن «‌خبیص»‌ به فاصله ۱۰۰‌کیلومتری شرق کرمان در حاشیه غربی دشت لوت قرار دارد. تا سال ۱۸۴۶ تصور وجود تمدن‌هایی کهن در کناره‌های این دشت غیرمسکونی نمی‌رفت، ولی در این سال طی بررسی‌های گروه جغرافیایی دانشگاه تهران در شرق شهداد سفالینه‌های سطحی مشاهده شد که از وجود تمدن‌هایی در همسایگی دشت لوت خبر می‌داد.

نظر به اهمیت این موضوع گروهی از باستان‌شناسان به محل اعزام و به بررسی آن پرداختند که مطالعات این گروه به کشف تمدن‌هایی قبل از تاریخ (اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم قبل از میلاد) منجر شد.

کاوش‌های علمی باستان‌شناختی در حاشیه غربی دشت لوت از سال ۱۸۴۸ تا سال ۱۸۵۶ ادامه یافت که حاصل هشت فصل کاوش در این منطقه منجر به کشف گورستان‌هایی مربوط به هزاره دوم و سوم قبل از میلاد و کوره‌های ذوب مس شد.

اشیاء و آثار به دست‌آمده در گورستان‌های پیش از تاریخ شهداد شامل ظروف بی‌شمار و متنوع سفالین و ظروف مفرغی است که مردمان هنرمند و صنعتگر با واردکردن سنگ مس و استحصال آن در کوره‌های ذوب مس به ساخت آنها می‌پرداختند که از لحاظ کیفیت و کمیت بسیار ارزنده و در خور تامل است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با یک وقفه ۱۷‌ساله، کاوش‌های دشت لوت شهداد مجددا آغاز شد. حاصل چهار فصل کاوش بعد از انقلاب، کشف مجموعه‌ای از واحدهای معماری مسکونی و کارگاهی است که نکات مبهم بسیاری را در خصوص معماری و مسکن مردمان دنیای باستان شهداد روشن می‌کند.

نظر به شواهد و آثار به دست‌آمده‌ای چون زمین‌های خیش خورده، کرت‌بندی شده و … یکی از این واحدها را به نام محله کشاورزان و محله دیگری را به لحاظ کشف تعداد زیادی مهره‌های ساخته‌شده سالم، نیمه‌کاره و شکسته‌شده در حین انجام کار، محله جواهرسازان نامیده‌اند.

ترک خانه

آخرین بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی در محوطه باستانی شهداد نشان می‌دهد‌ ساکنان این محوطه شهر باستانی شهداد را به علت خشکسالی و با امید بازگشت ترک کردند، اما پنج هزار سال است که دیگر به این محوطه بازنگشته‌اند.

محوطه باستانی شهداد که به شهر کوتوله‌ها شهرت یافته، ۶۰ کیلومتر وسعت دارد و در دل کویر لوت جای گرفته است.

این شهر یکی از مهم‌ترین شهرهای باستانی محسوب می‌شود که تاکنون طی بیش از ۱۰ فصل کاوش در آن، باستان‌شناسان به بقایای معماری و اشیای باستانی بی‌نظیری از هزاره سوم قبل از میلاد برخورد کرده‌اند.

شهر باستانی شهداد دارای بخش‌های مختلف کارگاهی، گورستانی و محله‌های مسکونی است. کاوش‌های باستان‌شناختی در محله مسکونی شهر کوتوله‌ها نشان می‌دهد که این شهر از چندین محله تشکیل شده است و در هر یک از محلات شهر صنفی خاص نظیر جواهرسازان، صنعتگران و کشاورزان زندگی می‌کرده‌اند.

طی فصل‌های مختلف فعالیت باستان‌شناسی در شهداد تاکنون بیش از ۸۰۰ قبر باستانی مورد کاوش قرار گرفته است.

آخرین بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر کوتوله‌ها نشان می‌دهد‌ ساکنان این محوطه تاریخی شهرشان را به علت خشکسالی و با امید به بازگشت ترک کردند، اما پنج هزار سال است که به این شهر بازنگشته‌اند.

میرعابدین کابلی، سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی شهداد که بخش عظیمی از تحقیقات خود را در این منطقه انجام داده است، می‌گوید: در‌جریان آخرین کاوش‌ها و بررسی‌های باستان‌شناسی در شهداد متوجه شدیم ساکنان شهداد پنج هزار سال پیش ‌هنگام ترک این شهر بسیاری از وسایل خود را در درون خانه‌ها رها کردند و بعد از خروج در خانه‌ها را با گل پوشانده‌اند.

وی با اشاره به این که گل‌گرفتن در خانه‌ها با باقی‌گذاشتن وسایل درون آن نشان‌دهنده امید به بازگشت است، می‌افزاید: با توجه به این که این محوطه با صبر و حوصله ترک شده است، به نظر می‌رسد عوامل از نوع زلزله و یا بدی شرایط اقتصادی و اجتماعی باعث ترک این شهر نبوده باشد، بلکه خشکسالی در یک دوران، دلیل اصلی ترک این شهر باستانی بوده است.

میرعابدین کابلی با اشاره به این که هنوز مشخص نیست ساکنان شهداد بعد از ترک این شهر به کدام منطقه رفته‌اند، در مورد اهمیت و شناسایی علت ترک این شهر می‌گوید: شناسایی علت اصلی ترک این شهر که تاکنون آثار بسیار مهمی از آن به دست آمده نشان‌دهنده بخش مهمی از زندگی ساکنان این شهر و مهاجرت آنها به نقاط دیگر خواهد بود.

خانه‌ای با معماری کوتوله‌ها

نکته قابل توجه درخصوص شهر قدیم شهداد نوع معماری عجیب خانه‌ها و کوچه‌های آن است. به طوری که دیوارها، سقف، تنور، تاقچه‌ها و تمام اجزای خانه‌های آن برای افرادی ساخته شده که از قامت بسیار کوتاهی برخوردار باشند و به همین دلیل شهر شهداد به شهر کوتوله‌ها شهرت یافته است.

با این حال بر سر این که آیا واقعا این شهر کوتوله‌هاست یا نه، اختلاف نظرهایی وجود دارد. به گونه‌ای که برخی از مردم محلی و کارشناسان عقیده دارند که به دلیل ساختار کوچک بناهای آن، این شهر باید برای انسان‌هایی ساخته شده باشد که دارای قامتی بسیار کوتاه هستند، زیرا دیوارها و تمامی بناهای این شهر بسیار کوتاه هستند.

از سوی دیگر برخی باستان‌شناسان نیز با رد این مساله آن را افسانه‌پنداری می‌دانند و می‌گویند ‌این شهر به‌مرور زمان و بر اثر فرسایش کوچک شده و دیوارهای آن به این دلیل کوتاه شده‌اند. پس از کشف شهر کوتوله‌ها در شهداد و بیان افسانه‌هایی در رابطه با مردمانی که در آن زندگی می‌کرده‌اند هرچند وقت یکبار خبرهایی مبنی بر کشف جنازه انسان کوتوله یا دیدن آنها توسط عده‌ای مطرح می‌شود.

آخرین نمونه این خبرها کشف جنازه مومیایی گونه انسان کوتوله ۲۵ سانتی‌متری بود که قرار بود پس از قاچاق به آلمان، ۸۰ میلیارد ریال فروخته شود.

خبری که به دنبال دستگیری دو قاچاقچی تحت تعقیب و کشف جنازه‌ای اعجاب‌انگیز که به مومیایی شهداد معروف شده بود، به سرعت در سطح استان کرمان پیچید و شائبه‌هایی از وجود آدم کوتوله‌ها در شهداد کرمان را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت.

پس از رسانه‌ای‌شدن این موضوع مسوولان سازمان میراث فرهنگی و پلیس کرمان به منظور پایان‌دادن به شبهه‌های موجود خواهان روشن‌شدن وضعیت جنازه ۲۵ سانتی‌متری فرد ۱۷ ساله‌ای که هنوز مشخص نیست چگونه مومیایی شده، شدند.

اکنون پس از گذشت ۵ هزار سال از ترک شهر کوتوله‌ها توسط ساکنان آن در حالی اکثر این محوطه تاریخی هنوز زیر خروارها خاک است که دلیل مهاجرت کوتوله‌های شهدادی و ترک شهر کوچکی که برای انسان‌هایی با قد حداکثر ۴۰سانتی‌متر ساخته شده بود، مبهم مانده است و هنوز مشخص نیست ‌چرا کوتوله‌های شهدادی بعد از مهاجرت در خانه‌های خود را با گل پوشاندند و دیگر برنگشتند.

منبع: جام جم آنلاین

مشهورترین جسد جنگ دوم جهانی

باشگاه خبرنگاران: اگر می خواهید بدانید که چگونه یک جسد مسیر جنگ دوم جهانی را تغییر داده و جان هزاران سرباز را نجات داد این مطلب را مطالعه کنید.

جنگ جهانی دوم بزرگترین و خونبارترین نبرد تاریخ بشریت بوده است. عوامل بسیاری در تعیین طرفهای برنده و بازنده در این جنگ نقش داشتند. یکی از این عوامل بحث جنگ های اطلاعاتی و حقه هایی بود که دو طرف برای فریب یکدیگر به کار می بردند. یکی از این حقه ها که تاثیر بسیار مهمی در تعیین سرنوشت جنگ دوم جهانی داشت، عملیات " گوشت چرخ کرده " بود. در سال 1943 میلادی و در اوج جنگ دوم جهانی، متفقین بعد از پیروزی در شمال آفریقا هدف بعدی خود را جزیره سیسیل ایتالیا تعیین کردند. مشخص بود که استراتژیستهای آلمانی و ایتالیایی کاملا از وضعیت آگاهی داشتند.


متفقین می دانستند که در صورتی بخواهند به همین شکل به ایتالیا حمله کنند با تلفاتی گسترده رو به رو می شوند. سران متفقین به دنبال راهی بودند تا آلمانها بقبولانند که آنان قصد حمله به یونان و جزایر ساردینی در مدیترانه را دارند و قصدی برای حمله به ایتالیا ندارد. ویستون چرچیل نخست وزیر انگلستان در آن زمان گفته بود: هر کسی با کمی عقل هم می توانست بفهمد که هدف بعدی ما ایتالیا است.

در این جا متفقین باید راهی پیدا می کردند تا به آلمان ها بقبولانند که هدف بعدی آن ها یونان و جزایر ساردینی است. بر این اساس نقشه ای بسیار عجیب طراحی شد که در طی آن قرار شد تا یک جنازه در حالی که لباس یک افسر ارشد انگلیسی را به تن دارد و کیفی حاوی اسناد سری را به دستش بسته شده است را در سواحل کشور اسپانیا رها کنند. اسپانیا به صورت رسمی در جنگ اعلام بی طرفی کرده بود اما روابط بسیار نزدیکی با رژیم نازی داشت و بنا بر نظر اسناد تاریخی همکاری های پنهان فراوانی با حکومت های آلمان و ایتالیا در آن زمان داشت. اما باید جنازه ای پیدا می شد که وضعیت شبیه به کسی داشته باشد که پس از سقوط هواپیما در آب غرق شده است و چندین روز را بر روی آب باقی مانده است.

پس از جستجوی فراوان آنها جنازه یک مرد 34 ساله بیخانمان ولزی به نام " گلیندور میشل" را پیدا کردند که به وسیله مرگ موش خودکشی کرده بود. پس از معاینه جسد، آسیب شناسان به ان نتیجه رسیدند که احتمالا این جسد به احتمال زیاد آلمان ها را گول خواهد زد. در مرحله بعدی عملیاتی هویتی جعلی برای این شخص درست شد. وی به سروان " ویلیام مارتین" که وظایفی با درجه سرگردی را در واحد تفنگداران دریایی سلطنتی انگلستان انجام می دهد تبدیل شد.

تاریخ تولد و والدین جعلی به همراه تمام مدارک شناسایی لازم برای ساختن هویت جلعی به وجود آمد. حتی نامه هایی عاشقانه که توسط یکی از مامورین سازمان امنیت داخلی انگلستان "MI5" به عنوان نامزد وی نوشته شده بود در کیف قرار گرفت. دو قطعه ته بلیط تئاتر و قبضی برای دریافت انگشترهای نامزدی مربوط به جواهر فروشی در لندن که همه و همه بر روی کاغذهای اصلی و با مهر و امضای واقعی به مانند یک جریان عادی پیش رفت.

در کیف نامه های سری از فرماندهان انگلیسی خطاب به فرماندهان متفقین در منطقه شمال آفریقا نگاشته شده بود که در آنها به صراحت در مورد طرح حمله به یونان از شمال آفریقا صحبت شده بود. در روز 30 آوریل سال 1943 جنازه مذکور از یک زیردریایی انگلیسی که در نزدیکی سواحل اسپانیا به سطح آمده بود به آب انداخته شد. این درحالی بود که جلیقه نجات بر تن جنازه بوده و بعضی از وسایلی که پس از سقوط هواپیما در روی آب می ماند نیز توسط سرنشیانان زیر دریایی بر روی آب پخش شد.

باید گفت که فرماندهان متفقین تا پایان جنگ دوم جهانی و بازگشایی اسناد سری آلمان نازی به عمق موفقیت عملیات "گوشت چرخ کرده" پی نبردند. باید گفت اسناد جعلی مذکور پس از اینکه از طریق اسپانیایی ها به دست آلمانی ها رسید حتی به دست شخص "آدولف هیتلر" نیز می رسد. این اسناد هیتلر را متقاعد می کند که حمله اصلی به یونان و جزایر ساردینی است و ایتالیا هدف متفقین نیست. پس حجم زیادی از نیروهای آلمانی به یونان و جزایر ساردینی اعزام شدند و تنها زمانی که متفقین سر پل های خود را در سیسیل محکم کرده بوده و به عبارتی کار برای آلمان ها از کار گذشته بود به این حقه پی بردند. در حقیقت جسد یک مرد بی خانمان جان هزاران سرباز متفقین را نجات داد.

چند جمله ی کوتاه در باره خانم ها

چند جمله ی کوتاه در باره خانم ها به دید نویسندگان مشهور دختران 2 دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند وفورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو) زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین) با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد) کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر) از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی) ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست) زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو) در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو) نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی) هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترقیب کنید (برنارد شاو) راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین) مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو) زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو) گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا) در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش (دیکنز) زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو) زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله) شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو) اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی) اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز) برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (چاپلین) اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی) مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو) و در آخر ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر

احمدی​نژاد: با قذافی دیدار نداشته ام

عصرایران - محمود احمدی​نژاد خطاب به مخالفان دولتش گفت كه جوابشان را نمی​دهد ولی هر زمان كه وقتش برسد مردم آن‌ها دو ثانیه از جلو راه بر می​دارند.قذافی

آن طور که رسانه هایی مانند ایسنا و کیهان نوشته اند ، رئیس جمهور در جمع مردم بیرجند در خراسان جنوبی، ادامه داد: با من مشكل دارید، ولی با مردم كه نباید مشكل داشته باشید. هرچه دلتان می‌خواهد به ما بگویید، ما هم كه جواب نمی‌دهیم و این مساله را آزاد گذاشته‌ایم، ولی بدانید كه این ملت بیدارند و اگر وقتش برسد و هركس كه بخواهد جلوی پیشرفتشان بایستد ظرف ‌‌٢ ثانیه او را از جلوی راه برخواهند داشت.

    وی افزود: در گفت‌وگویی كه با خبرنگار آمریكایی داشتم به او گفتم كه در ‌‌٢٥ سال گذشته هیچ‌یك از روسای جمهور و معاونان كشور ما با دیكتاتور لیبی دیدار نكرده بودند.
هرچند كه با مردم لیبی همواره دوست بودند اما شما از روسای جمهور و نخست وزیرهای اروپایی یكی را به من نشان دهید كه به كشور لیبی سفر نكرده باشد.

    عده‌ای بر این عقیده هستند كه قذافی را مانند بن لادن كشتند تا حرف‌ها را نزند؛ چرا كه اگر قرار بود این آقا محاكمه شود و بگوید برای انتخابات به چه كسانی پول داده و از سوی چه كسانی حمایت می‌شده است، آن وقت خیلی از مسائل عوض می‌شد.

البته این که احمدی نژاد یا هر مقام دیگری زمانی با قذافی دیدار داشته است اساساً امر نکوهیده ای نیست و مسوولان هر کشوری در چارچوب منافع ملی خود حق و وظیفه دارند با مقامات دیگر کشورها دیدار و مذاکره داشته باشند زیرا در عالم سیاست ، نه دوست دائمی وجود دارد و نه دشمن دائمی بلکه آنچه دائمی است منافع ملی است.
در غرب نیز همین گونه بوده است و اتفاقاً همان هایی که تا دیروز با قذافی مذاکره و معامله می کردند ، در جریان انقلاب لیبی بر سر قذافی بمب و موشک ریختند.

بنابراین دیدار با رهبر وقت یک کشور امر نامتعارف یا کاری ناشایست نیست که نیاز به کتمان داشته باشد بلکه آنچه نامتعارف و نادرست است ، وارونه جلوه دادن واقعیت هاست و مردم نیز از این مساله ناراحت هستند.
مسوولان نیز فراموش نکنند که در عصر گسترش رسانه ، آرشیوها ، کم و کسرهای حافظه افراد را جبران می کنند!

جالب اینجاست که این بخش از سخنان احمدی نژاد مبنی بر عدم دیدار روسای جمهور و معاونانشان با قذافی در ربع قرن اخیر در سایت ریاست جمهوری به کلی سانسور شده است؛ گویا دوستان بهتر از خود رییس جمهور متوجه قضیه بوده اند!

سایت ریاست جمهوری

دیدار معاون وقت احمدی نژاد با قذافی

عصرایران

مادری كه فدای فرزندش شد

به گزارش خبرگزاري رويترز، استاس كريم درماه مارس از بارداري خود با خبر شد، اما طي روزها و هفته هاي بعد كه سرگرم تهيه لوازم مورد نياز كودك خود بود دچار سردردهاي شديد و دوبيني شد.

درماه جولاي آزمايش ها نشان داد که وي مبتلا به سرطان سر و گردن است و تنها راه نجات او شيمي درماني اعلام شد اما شيمي درماني جنين را از بين مي برد.كريم بايد بين زندگي خود و جنينش يكي را انتخاب مي كرد.

اين مادر فداكار تصميم گرفت فرزندش بجاي او زنده بماند. روز 16آگوست كريم به علت وخامت جسمي در بيمارستان اوكلاهاما بستري شد و دو روز بعد با شيوه سزارين نوزاد او متولد شد.

بعد از زايمان با پيشرفت سرطان كريم به مرگ نزديك مي شد، و اين درحالي بود كه او هنوز نوزاد خود را نديده بود. سرانجام روز هشتم سپتامبر با تدابير خاص كادر پزشكي او موفق شد نوزاد خود را ببيند.كريم سه روز پس از ديدن نوزادش درگذشت.
 

معذرت خواهی به شیوه ژاپنی

وقتی مسئولان اپراتور ژاپنی KDDI و شرکت‌های سازنده گوشی همراه Casio و NEC متوجه شدند که باتری‌های عرضه شده به بازار معیوب هستند و نیاز به برگردانده شدن دارند، قبل از اعلان عمومی دست به انجام چنین حرکتی زدند. معذرت خواهی به شیوه ژاپنی اصیل به خاطر گرم شدن بیش از اندازه باتری‌ گوشی‌های همراه.

مرجع خبر: newlaunches

نهال سحابي خودكشي كرد

نهال سحابی، از دوستان بهنام گنجی و کوهیار گودرزی که در تاریخ 9 مردادماه ماه ، بازداشت شدند، شب گذشته دست به خودکشی زد و درگذشت.وی  به مانند بهنام گنجی، دست به خودکشی زده و درگذشت. نهال سحابی از دوستان نزدیک بهنام گنجی بوده است که پس از خودکشی وی دچار مشکلات شدید روحی و روانی شده بود

در ادامه ی بازداشت خودسرانه در روز 9 مردادماه، هم‌اکنون دو نفر به دلیل شرایط نامناسب روحی دست به خودکشی زده‌اند و کوهیار گودرزی، همچنان در شرایط نامعلوم در سلول انفرادی و در زندان به سر می‌برد.
مرگ بهنام گنجی و نهال سحابی در حالی اتفاق می‌افتد که هنوز از آنچه در زندان اتفاق افتاده است، اطلاعی در دست نیست.
کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن ابراز همدردی و تسلیت به خانواده نهال سحابی، مرگ وی و بهنام گنجی را نتیجه مستقیم شکنجه‌های روحی و روانی از جمله نگهداری در سلول انفرادی می‌داند و باردیگر نگرانی شدید خود را نسبت به وضعیت نامعلوم کوهیارگودرزی اعلام می‌دارد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر


آدرس وبلاگ نهال http://nahal53.blogfa.com/

آخرین وضعیت گیرنده اولین پیوند صورت در آمریکا

به گزارش خبرگزاری مهر، "کانی کالپ" پیش از اینکه جراحی پیوند صورت در سال 2008 بر روی او انجام شود لبها، گونه ها، بینی، یکی از چشمها و دهان خود را در اثر حمله وحشیانه و شلیک مستقیم همسرش به صورت او، از دست داده بود.

چهره "کانی کالپ" در جوانی و پیش از حمله همسرش

"کانی" که اکنون 48 سال سن دارد اولین فردی است که تحت جراحی کامل صورت قرار گرفت، پس از سالها و در پی آزادی همسرش از حبسی هفت ساله به اتهام از بین بردن صورت کانی، می گوید تصویر لحظه ای که همسرش به صورت او شلیک کرده هرگز از ذهنش پاک نمی شود. در پی این حمله وحشیانه صورت کانی دچار آسیب دیدگی بسیار شدیدی شده و وی بینایی خود را تقریبا از دست داد.

پس از این حادثه دردناک، کانی در بیمارستان بستری شد و جراحان تلاش کردند آسیبهای ناشی از این شکلیک را ترمیم کنند. "چاد گوردون" یکی از هشت جراحی که در جراحی بزرگ پیوند صورت کانی حضور داشت می گوید: مشکلی که برای ترمیم صورت کانی وجود داشت یافتن اهدا کننده زنی در گره سنی و گروه خونی او در منطقه ای بود که کانی سکونت داشت، از این رو احتمال یافتن گزینه ای با چنین شرایطی بسیار دشوار بود.

چهره خانم کالپ پس از حمله

در نهایت در 10 دسامبر 2008 تیم جراحان در نهایت ناباوری یک اهدا کننده پیدا کردند، زنی که در اثر حمله قلبی جان خود را از دست داده بود توانست شانسی که کانی برای چهار سال انتظارش را کشیده بود را به او هدیه کند. گوردون به کانی اخطار داده بود که این جراحی می تواند منجر به مرگ او شود اما کانی که به معجزه زنده ماندنش پس از شلیک مرگبار امید بسته بود خطر جراحی را پذیرفت.

جراحان بخش آسیب دیده صورت کانی را به کلی تخلیه کردند و سپس بخش مورد نیاز صورت اهدا کننده را که با استفاده از یک الگوی پلاستیکی به دست آورده بودند را جایگزین بخش آسیب دیده صورت کانی کردند. طی این جراحی استخوانهای گونه، فک بالایی، سقف دهان، بخشی از حدقه چشم و دندانها جایگزین بخشهای آسیب دیده صورت کانی شدند.

اسکن صورت کانی پیش و پس از جراحی پیوند

پایان موفقیت آمیز این جراحی شرایط زندگی کانی را بهبود داد اما او می دانست که باید تا پایان زندگی خود با مشکلات بزرگ جسمی و روحی دست و پنجه نرم کند. او می گوید: من هر روز باید با خاطرات تلخی که تجربه کرده ام زندگی کنم. پس از پیوند همه فکر می کنند که حال من بهتر شده و همه چیز رو به راه است، امیدوارم بتوانم به جهان نشان دهم که از بین رفتن صورت تنها معضل افرادی مانند من نیست.

صورت خانم کالپ در ماه های اولیه پس از جراحی

اکنون پرستاری به صورت هفتگی سه بار صورت کانی را معاینه می کند تا از سلامت آن مطمئن شده و وضعیت سیستم ایمنی بدن او را کنترل کند. کانی هر روز مجموعه ای از 11 قرص و دیگر داروها را مصرف می کند تا سیستم ایمنی بدنش را در برابر صورتی که دریافت کرده، ضعیف نگه دارد. در حال حاضر تنها چشم چپ او دید بسیار محدودی دارد اما با استفاده از چند ابزار پیشرفته می تواند بسیاری از کارهای روزمره اش را انجام دهد. از جمله این ابزارها یک جعبه داروی سخنگو، ساعت سخنگو، اسکنر لباس برای اعلام رنگ لباسها است.

انجام یک سری از حرکات هنوز بری کانی بسیار دشوار است اما او انجام چنین کارهایی را به اهداف آینده خود تبدیل کرده است، مسواک زدن، نوشیدن مایعات از طریق نی و لبخند زدن از جمله این حرکات هستند. کانی می گوید: شنیده ام که برای لبخند زدن به ماهیچه های کمتری نیاز است تا اخم کردن، به همین دلیل نمی توانم درک کنم که چرا بیشتر مردم همیشه اخم کرده اند، آنها باید لبخند بزنند زیرا انرژی کمتری از آنها می گیرد.

چهره کنونی خانم کالپ

بر اساس گزارش دیلی میل، کانی همچنین در فعالیتهای اجتماعی مشارکت دارد تا بتواند به عنوان یک سفیر ذهنیت انسانها را درباره اهدای عضو، عملی که زندگی او را متحول ساخته، بهبود ببخشد.

سر بریدن دسته جمعی گنجشک ها

اینجا ایران است ... تأسف و دیگر هیچ!

حاشیه‌های مراسم اعدام  قاتل روح‌الله داداشی

به گزارش فارس؛ مهم‌ترین حاشیه‌های مراسم اعدام  قاتل روح‌الله داداشی عبارت‌اند از:
از حدود ساعت یک بامداد جمعیت کثیری از مردم استان البرز در محل اجرای حکم واقع در خیابان پونه گلشهر کرج حضور یافته و در نهایت حدود 15 هزار نفر قصاص قاتل را از نزدیک مشاهده کردند.

دادگستری استان البرز روز گذشته با صدور اطلاعیه‌ای تاکید کرده بود که از هرگونه فیلمبرداری و عکاسی جلوگیری خواهد کرد و رسانه‌ها نباید عکاس و فیلمبردار به مراسم اعزام کنند، اما بیش از 20 تصویربردار در محل مراسم حاضر بوده و جایگاهی ویژه نیز برای تصویربرداری بهتر آنها تدارک دیده شده بود.

یک جرثقیل برای اجرای حکم در محوطه حضور داشت که با داربست‌های متعدد از نزدیک شدن مردم به محوطه جلوگیری می‌شد.

صدها مامور نیروی انتظامی وظیفه تامین امنیت و نظم را بر عهده داشتند که در برخی از مواقع به دلیل حجم زیاد جمعیت مجبور به استفاده از قوه قهریه برای کنترل حاضران شدند.

در ساعت چهار و 55 دقیقه قاتل روح‌الله داداشی به وسیله یک دستگاه ون متعلق به نیروی انتظامی به محل آورده شد که این خودرو با دو دستگاه ماشین نیروی انتظامی و یک دستگاه پراید که خانواده اولیای دم در آن بودند، همراهی می‌شد.

محوطه خبرنگاران و عکاسان که به وسیله داربست فراهم شده بود، در اواسط اجرای برنامه به دلیل تعداد زیاد نمایندگان رسانه‌ها و هجوم جمعیت شکسته شد که خوشبختانه مشکلی برای خبرنگارانی که در بالای آن حضور داشتند،‌ پیش نیامد.

ماموران نیروی انتظامی بارها از طریق بلندگو از مردم می‌خواستند که نظم را رعایت کنند. آنها تاکید داشتند که در صورت بی‌نظمی اجرای این مراسم به تعویق خواهد افتاد.

در ساعت پنج و پنج دقیقه صبح تلاوت کلام‌الله مجید آغاز شد که نشان می‌داد تا دقایقی دیگر حکم قصاص قاتل روح‌الله داداشی اجرا می‌گردد.

در حین تلاوت کلام‌الله مجید، تجهیزات اعدام از جمله طناب دار آماده شد.

پس از تلاوت کلام‌الله مجید، نماینده دادستان متن حکم را قرائت کرد که بر اساس آن اجرای قصاص در ملاءعام در راستای اجرای عدالت توصیف شد.
در بخشی از این حکم آمده است: دستگاه قضایی با اقدامات سریع، دقیق و قانونی در کمترین زمان پرونده را بررسی کرده و بلافاصله مراحل اجرای حکم بر اساس قانون طی شد.
در پایان حکم فوق اظهار امیدواری شده است که اجرای قصاص قاتل درس عبرتی برای تمام مجرمان بوده و از سوی دیگر مردم مطمئن باشند که حق مظلوم از ظالم در کمترین زمان با تلاش قوه قضاییه و نیروی انتظامی ستانده خواهد شد.

"علی‌رضا م "قاتل روح‌الله داداشی در ساعت 5و 15 دقیقه از خودروی ون برای اجرای مراسم پیاده شد.

وی پیراهن و شلوار یک دست سورمه‌ای رنگ به تن داشت.

با آمدن "علی‌رضا م "حدود 15 هزار جمعیت حاضر شروع به فریاد زدن کردند. عده‌ای به وی فحاشی کرده و عده‌ای سوت و کف می‌زدند که با هدایت برگزار کنندگان مراسم،‌ فریادهای الله اکبر در فضا طنین انداز شد.

در ساعت پنج و 19 دقیقه حکم قصاص قاتل اجرا و وی به دار مجازات آویخته شد.

در ساعت پنج و 25 دقیقه یک دستگاه آمبولانس برای اعزام جنازه قاتل به پزشکی قانونی در محل حاضر شد.

در ساعت پنج و 55 دقیقه یعنی حدود 45 دقیقه پس از اجرای حکم‌، جنازه قاتل از بالای دار به پایین منتقل و در آمبولانس قرار داده شد.

و بالاخره اینکه، علی‌رضا م قاتل روح‌الله داداشی در زمان اجرای حکم حالت روحی نامتعادلی داشت. وی در زمان رفتن به روی چهارپایه دو بار پایش لغزید و با صدای بلند گریه می‌کرد.
علی‌رضا م مدام اسامی ائمه اطهار (ع) به ویژه امام حسین (ع)، امام رضا (ع) را فریاد می‌‍زد و طلب بخشش می‌کرد. وی حتی نام برخی از نزدیکانش از جمله مادر خود را فریاد زده و از اولیای دم طلب عفو داشت که البته صدایش در همهمه حاضران گم بود.

جمعیت حاضر در این مراسم در مورد اجرای حکم قصاص قاتل نظرات متفاوتی داشتند. عده‌ای از آنها خواستار اعدام و عده‌ای دیگر خواستار بخشیدن علی‌رضا م بودند.














اعدام قاتل دکتر سرابی

حکم اعدام سجاد کریمی که به اتهام قتل دکتر سرابی به عنوان مفسد فی الارض شناخته شده و به اعدام در ملا عام محکوم شده بود ساعت 5:58 دقیقه بامداد سه شنبه با حضور مردم، امیرآبادی رئیس دادسرای ویژه جنایی، سرهنگ محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران و سرهنگ خانچرلی معاون پیشگیری ناجا اجرا شد.

دکتر غلامرضا سرابی متخصص قلب و عروق شامگاه 31 شهریور سال 89 مقابل خانه‌اش با شلیک دو گلوله مورد هدف قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان امام حسین(ع) درگذشت.


آب آشامیدنی اهواز

این تصویر فیلتر تصفیه آب های خانگی در اهواز است، یعنی آب شربی که وارد خانه ها می شه، یکبار دیگر توسط دستگاه های تصفیه آب های خانگی تصفیه میشه!

این دستگاه های تصفیه آب دارای 6 مرحله شامل: گندزدایی، بوگیری، شیرین سازی، گل و لای گیری و... است.

متوسط قیمت این دستگاه دویست هزار تومان می باشد.

چرا استانی به این بزرگی و جمعیت و دارای بیشترین تولید ثروت در کشور، باید دارای همچین آب شربی باشه؟

باز هم می خوان سد سازی کنند؟ باز هم می خوان آب رودخانه کارون انتقال بدن؟

باز هم ....؟





مرجع خبر: تابناک

اضافه مي كنم كه همه ي شهرهاي جنوبي خوزستان وضعيت بدتري دارند

(کشتارگاه )  چی  می شد اگر همه ما گیاهخوار بودیم

   کشتارگاه دام در ورامین یکی از مراکز مهم تولید و بسته بندی بهداشتی استان تهران است.

 

عکس / مجتبی حیدری

تناقض

هدف از انتخاب اين مطلب توسط اينجانب تاييد نظرها و تفكرات افراطي  نيست

فقط نشان دادن جلوه هايي از دروغ وريا است

 نكته  مهم اين  كه بسياري از آدم ها وشعارها فقط جنبه ي ظاهري دارد

كاش اين آدمها چه آنها كه هنرمندند و چه آنها كه صاحب قدرت هستند دانه هاي دلشان پيدا بود

همه چيز فريبي بيرحمانه  است كه به واسطه ي آن عده اي پول در مي آورند و از آنها بدتر ....

اگر محتاج بودند مي گفتم به اجبار است اما.........



به گزارش باشگاه خبرنگاران، پس از انتشار تصاویری نامناسب از تعدادی از بازیگران زن سینما که در میان قطعه های شهدا با ژست های خاص و توهین آمیز عکس یادگاری انداخته بودند، فرزند شهید شاکری از اذان صبح پنج شنبه در قطعه 53 بهشت زهرا(س) و بر سر مزار پدر شهیدش تحصنی اعتراض آمیز را آغاز کرده است.

از حوالی ظهر تعدادی دیگر از خانواده های شهدا و جوانان نیز به این فرزند شهید پیوستند.


شايد مدتهاست با چهر ه ي دوگانه ي بازيگرها ي صدا وسيما كنار آمده باشيد

مخصوصآ آنها كه در مصاحبه هايشان آن گونه ها حرف مي زنند و لي بعدآ آن كار ديگر ميكنند

بازیگران بی حجاب
حجاب در سینما

بعضي ها هم كه اين روزها زياد شده اند هم مسلمان ي را رعايت مي كنند و هم هر وقت حال كنند در هر مكان وزماني از آن خارج مي شوند

جالب است كه اگر از آنها بپرسي چرا؟

مي گويند من به آنجا كه دين گفته فلان و...  اعتقاد ندارم

يعني براي خودشان يك دين جديد خلق مي كنند  ،البته خيلي از ما اين كار را مي كنيم .خوب باشد جنبه ي آزادي بشر را رعايت مي كنيم و مي گوييم هر كس اعتقاد خودش را دارد

اما اينها در فيلم هايي بازي مي كنند و حر فهايي را تبليغ مي كنند كه خودشان هم خوب مي دانند كه چگونه روي مردم تا ثير مي گذارد و چه كارها كه بر سر اين جامعه  در نمي آورند 


 

بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر
بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر

بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر
بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر
بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر

بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر

بازیگران زن؛ جلوی دوربین ، پشت دوربین + تصاویر  

تناقض تمام موجوديت از هم پاشيده ي ما است كه با سوس فريب و دروغ به خورد هم مي دهيم

همه ي ما در اين كار وارد شده ايم 



مختلط بود زن و مرد در شب قدر

محرم‌سازی مدارس دخترانه

شرق نوشت:

ساخت دیوار‌های بلند، استتار دختران در حیاط‌های مرکزی، عدم ورود نامحرمان به مدارس بخشی از اهداف طرحی است که به «شاداب‌سازی مدارس دخترانه» معرفی شده است و محرم‌سازی مدارس دخترانه جزو اولین اقدامات این طرح است. اگرچه این طرح نیز مانند بسیاری از طرح‌های وزارت آموزش و پرورش با ورود یک وزیر مطرح و با خروجش از آموزش‌وپرورش در حال خاک خوردن است، اما موافقان این طرح معتقدند با ساخت دیوار‌های بلند و استتار دختران در حیاط‌های مرکزی می‌توانند شادی را به مدارس دخترانه تزریق کنند. اصلی‌ترین مدافع این طرح مدیر کل امور بانوان در زمان وزارت علی احمدی در آموزش و پرورش بود که با ورود حاجی‌بابایی و انحلال دفتر امور بانوان در این وزارتخانه این طرح مانند بسیاری از طرح‌های این دفتر با مسوولانش کنار رفتند.

با این حال مسوولان سازمان نوسازی مدارس چندی پیش از در اولویت قرار گرفتن دوباره این طرح سخن به میان آوردند. سازمان نوسازی مدارس پیش از این نیز به دلیل مشخص نبودن ردیف‌های اعتباری این طرح، آن را از اولویت خارج کرده بود. مخالفان این طرح معتقدند که مهم‌تر از طرح محرم‌سازی مدارس دخترانه مدارس نا ایمن کشور است که باید اعتبارات عمرانی آموزش و پرورش خرج مقاوم‌سازی مدارس شود و از طرف دیگر دیوار‌های بلند و بی‌روح و مخفی کردن دختران در حیاط‌های کوچک و مستور داخلی علاوه بر اینکه شادی‌ای به کودکان نمی‌دهد بلکه باعث دلزدگی آنها از محیط مدارس می‌شود.

مرتضی رییسی، رییس سازمان نوسازی و معاون عمرانی وزارت آموزش و پرورش می‌گوید: با این طرح سعی داریم آزادی عمل دانش‌آموزان دختر را همچون دانش‌آموزان پسر بالا ببریم.

آقای رییسی شما معتقدید با اجرای طرح محرم‌سازی مدارس با دیوار‌های بلند و استتار دختران می‌شود که شادی را به مدارس تزریق کرد؟
اصولا مسایلی که در مورد محرم‌سازی مطرح می‌شود، همگان فکر می‌کنند که ما می‌خواهیم ارتفاع دیوارهای مدارس را بالا ببریم در حالی که ما واقعا چنین اعتقادی نداریم، چراکه اگر قرار باشد تنها دیوار‌ها را بلند کنیم، شادابی به وجود نمی‌آید. ما معتقدیم با طراحی دقیق و معماری صحیح می‌توان مدارس دخترانه را به شکلی طراحی کرد که دختران دانش‌آموز همانند دانش‌آموزان پسر در مدارس آزادی عمل داشته باشند، بازی کنند و راحت باشند و معماری مدارس باید به شکلی باشد که در ارتقای وضعیت جسمی دختران مانع ایجاد نکند که وجود مدارس با «حیاط مرکزی» از این نوع معماری‌هاست. حیاط مدرسه در وسط قرار می‌گیرد و اطراف آن کلاس‌های درس و آزمایشگاه قرار می‌گیرد، یعنی ساختمان مدارس به گونه‌ای است که ساختمان‌های اطراف به آن اشرافیتی ندارند.

پیش از این شما عنوان کرده بودید که به دلیل نداشتن اعتبارات این طرح را از اولویت خارج کردید اما ظاهرا دوباره به فکر اجرای آن افتادید، اعتبار خاصی برای این طرح در نظر گرفته است؟
اصل اعتبارات برمی‌گردد به همان ردیفی که در بودجه 90 در نظر گرفته شده است که مربوط به ردیف ویژه‌ای به مبلغ 31 میلیارد تومان برای احداث سالن‌های چندمنظوره با اولویت مدارس دخترانه است که با بخش‌هایی از این اعتبار می‌توانیم مدارس دخترانه را محرم‌سازی کنیم.

به طور کلی اگر قرار باشد هر مدرسه‌ای محرم‌سازی شود، چه میزان اعتبارات لازم دارید؟
برآورد اولیه ما رقمی حدود 800‌میلیاردتومان تا یک‌هزارمیلیارد تومان است اما محرم‌سازی بستگی به نوع مدارس و مشخصات فیزیکی آنها دارد و اجرای آن نیز در برخی از مناطق اجرایی نیست با این حال هنوز هم این طرح در حال کارشناسی است.

بهتر نیست به جای این طرح هزینه آن خرج مقاوم‌سازی 40 درصد مدارس ناایمن کشور بشود؟
این مساله نیز در جای خود در حال انجام است. در حال حاضر با تلاش‌هایی که طی شش‌ماهه گذشته صورت گرفته، 1835 پروژه آموزشی ـ پرورشی و ورزشی جدید، جایگزین و مقاوم‌سازی شده با زیربنایی بیش از 10 هزار و 188 کلاس درس و 5/1 میلیون مترمربع به بهره‌برداری می‌رسد که از این تعداد یک میلیون و 170هزارمترمربع فضاهای آموزشی جدید است و 360هزار مترمربع از پروژه‌های تحویلی مربوط به عملیات مقاوم‌سازی است. این مساله نشان‌دهنده این است که ما در این زمینه نیز کار‌های زیادی انجام داده‌ایم که نتایج آن کم‌کم مشخص می‌شود.

قاتل حادثه پل مدیریت اعدام شد

سحرگاه امروز، عامل جنایت پل مدیریت در محل ارتکاب جرم به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش «تابناک اجتماعی»، این حکم پس از تقاضای قصاص اولیای دم، در محل وقوع جنایت در ملأ عام با حضور مقامات قضایی، انتظامی و پزشکی قانونی ساعت 6 و 17 دقیقه صبح امروز در جلوی دیدگان جمعی از مردم اجرا شد.

فریدون امیرآبادی فراهانی، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران پیش از اجرای حکم، حکم عامل جنایت را خواند.

کوشا، عامل جنایت پل مدیریت، ظهر چهارشنبه، پانزدهم تیر امسال، دختر دانشجوی همکلاسی خود را به نام مهسا در پل مدیریت تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند و دوست مهسا را نیز که همراهش بود، با چند ضربه زخمی کرد.

وی در جلسه دادگاه، انگیزه خود را از ارتکاب این جنایت، بی توجهی مقتول به عشق یک طرفه‌اش اعلام کرده بود.


سرانجام بامداد امروز سه‌شنبه، حکم صادره در میان جمعی از مردم و خانواده اولیای دم در محل حادثه اجرا شد.

 








پ ن1 : دلم خيلي گرفت حس كردم اين زندگي چقدر زجر آور و غمگين است آن هم غم اي كثيف

پ ن 2: اين روزها بيشتر اخبارهايي را اينجا مي گذارم كه به جنبه هاي تاريك اجتماع ما مربوط مي شود

پ ن 3: نمي دانم نظر شما راجع به اين شيوه ي جديد وبلاگ من چي ميتونه باشه اما اگر به من نظرتان را بگوييد ممنون مي شوم



اولین بازیگر زن سینمای ایران

به گزارش خبرآنلاین، صدیقه سامی‌نژاد در روز سوم تیر ۱۲۹۵ در شهر بم در استان کرمان متولد شد و در سال ۱۳۰۸ به همراه همسرش دماوندی که در استودیو امپریال فیلم بمبئی به کار اشتغال داشت به هندوستان مهاجرت کرد و پس از ۱۸ سال به ایران بازگشت.

به دلیلی استقبالی که از فیلم «دختر لر» در اکران عمومی صورت گرفت، سامی‌نژاد در فیلم «شیرین و فرهاد» ساخته عبدالحسین سپنتا نیز بازی کرد.



سامی‌نژاد در نمایی از «دختر لر»

تحصیلات وی سیکل اول دبیرستان و پیشه اصلی او پرستاری بود.

وی به دلیل بازی در سینما مورد انتقاد شدید خانواده اش قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در انزوا بگذراند. سامی‌نژاد در سال ۱۳۴۹ در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» ساخته محمد تهامی‌نژاد بخشی از این مصائب را شرح داد و به تلخی گریست.

روح‌انگیز سامی‌نژاد در طبقه پایین خانه‌ای دو طبقه واقع در خیابان پاسداران تهران، سروستان ششم زندگی می‌کرد و عصر چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۷۶ در تهران در ۸۱ سالگی درگذشت. او در قطعه ۳۶ ردیف ۴۴ شماره ۴۶ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

سريال «سي‌امين روز» هم جان یک پسر را گرفت

دادنا: بازيگر مرد این سریال به خاطر مردانگي و رفاقت، قتل برادر دوستش را گردن گرفته و بيگناه تا پاي چوبه دار رفته بود، لحظات دلهره‌آور اعدام «سياوش» تمام ذهن و وجود پسرك پاي صفحه جادويي تلويزيون را منجمد كرده بود.



به طناب دار خيره شده و پلك هم نمي‌زد و تمام صحنه‌هاي سريال «سي‌امين روز» را مو به مو در ذهن لطيفش ضبط مي‌كرد و ناگهان طناب دار بي‌دليل پاره شد و پسرك مثل ميليون‌ها بيننده مات و مبهوت ديگر حس كرد بار ديگر زندگي به جريان افتاده است.


اما ساعت‌ها پس از پايان سريال پسرك هنوز صحنه پاره شدن طناب دار را با هزار و يك پرسش در ذهنش مرور مي‌كرد.


اواسط مرداد امدادگران اورژانس يزد از حلق آويز شدن پسر 12 ساله‌اي به نام «سعيد» در منطقه آزادشهر باخبر شدند. آنها بلافاصله خود را به محل حادثه رسانده و پس از انتقال پيكر نيمه‌جان پسر دانش‌آموز به بيمارستان موضوع را به مأموران پليس اعلام كردند.

مأموران پس از حضور در بيمارستان به تحقيق از خانواده «سعيد» پرداختند و در كمال ناباوري دريافتند پسرك به تقليد از بازيگر يك سريال ويژه ماه رمضان خود را با چادر مادر حلق‌ آويز كرده تا «فرشته» به كمكش بيايد و نجاتش دهد. پسرك مي‌خواست به محض بازگشايي مدرسه اين معجزه ماندگار تابستاني را بين زنگ‌هاي تفريح براي دوستانش تعريف كند اما افسوس كه...


پدر «سعيد» كه كارگر يك شركت است درباره مرگ غم‌انگيز پسرش گفت: شب قبل از حادثه و پس از افطار به همراه همسر و دو فرزندم «سعيد» - 12 ساله – و «محدثه» - 10 ساله – پاي تلويزيون به تماشاي سريال‌هاي ويژه ماه رمضان نشسته بوديم.

سريال‌هايي كه مثل چند سال اخير شيطان يا فرشته موضوع اصلي‌شان بود. همان شب در شبكه دوم با صحنه به دار آويختن مرد بيگناهي روبه‌رو شديم كه هر بيننده‌اي را تحت تأثير قرار مي‌داد. اما در يك لحظه طناب دار پاره شد و مرد اعدامي نجات يافت.

محو تماشاي فيلم بوديم كه پسرم كنجكاوانه در مورد علت و چگونگي اين اتفاق سؤال كرد. من كه به هيچ عنوان تصور نمي‌كردم اين صحنه فيلم چه سرنوشت شومي براي فرزندم و خانواده‌ام به دنبال دارد به آرامي جواب دادم: «ايمان به لطف خدا، پسرم! بيگناه بود و نجات پيدا كرد. از قديم گفته‌اند آدم بيگناه تا پاي دار مي‌رود اما جان نمي‌دهد.»


پدر «سعيد» در حالي كه اشك مي‌ريخت ادامه داد: سؤال‌هاي عجيب و تمام نشدني پسرم آزارم مي‌داد: «آخه بابا مگه طناب محكم به راحتي پاره مي‌شه؟! يعني هر بيگناهي نجات پيدا مي‌كنه؟! يعني فرشته‌ها به همه بيگناهان كمك مي‌كنند. پس فرشته‌ها اجازه نمي‌دن آدم‌هاي بيگناه بميرن؟ اصلاً چرا آدم‌ها را با طناب اعدام مي‌كنن؟‌مگر اونها با طناب كسي را كشته‌اند؟ و...» بالاخره آن شب سكوت سنگين و مرموز شب با سؤال‌هاي بي‌جواب پسرم گره خورده بود و نمي‌دانستم جغد شوم مرگ بر ديوار خانه‌ام نشسته است. مادر «سعيد» نيز به خبرنگار ما گفت: همزمان با اذان ظهر جمعه وضو گرفتم.

«سعيد» هم گوشه خانه آرام نشسته بود. براي نماز ظهر قامت بستم تا دلم آرام بگيرد. چون دلشوره عجيبي داشتم و خواب ديده بودم كه كنار قبر پدرم گور كوچكي نيز كنده‌اند. نمازم كه تمام شد از دختر كوچكم خواستم قرآن را برايم از طبقه پائين بياورد. اما دقايقي بعد فريادهاي محدثه آرامش خانه و كوچه را به هم ريخت.

همان موقع من و همسرم هراسان خود را به پائين رسانديم و در كمال ناباوري با پيكر حلق‌ آويز پسرم از لوله گاز روبه‌رو شديم. لب‌هاي «سعيد» كبود شده و قلبش به كندي مي‌زد. وقتي همسايه‌ها با صداي شيون و فرياد ما رسيدند سعي كردند با تنفس مصنوعي نجاتش دهند اما نفس‌هاي پسرم بريده بريده بود و نبضش هم ضعيف مي‌زد.
مادر دلسوخته ادامه داد: «سعيد طبق آموزه‌هاي تلويزيون، منتظر بريده شدن طناب دار بود و حالا ما چشم انتظار يك معجزه ... و پزشكان پس از معاينات لازم گفتند: مهره‌هاي ضعيف گردن پسرمان شكسته و نخاعش قطع شده است و... راستي اي كاش نويسنده و كارگردان اين سريال تلويزيوني مي‌دانستند كه شب بعد هنگام پخش قسمت بعدي اين سريال پسر كوچولوي ما در گورستان دفن شده بود.»


پزشكي قانوني علت مرگ پسرمان را خفگي اعلام كرد. مأموران پليس در تحقيقات از ما خواستند اگر از كسي شكايت داريم اعلام كنيم. اما با خود گفتيم چطور مي‌شود از رسانه ملي كه با پول بيت‌المال تأمين مي‌شود گلايه كرد؟


پدر سعيد هم با انتقاد از پخش برخي برنامه‌هاي بدون كارشناسي در تلويزيون گفت: متأسفانه اين پايان راه نيست. چرا كه نمي‌دانم اصرار تلويزيون براي پخش صحنه اعدام، اعتراف‌گيري از متهمان جرايم مختلف و نمايش صحنه‌هاي خشن و ماوراءالطبيعه به چه خاطر است؟ ما حتي روز بعد با برنامه خبري 20:30 هم تماس گرفتيم و موضوع مرگ پسرمان را اعلام كرديم.

اما متأسفانه سريال‌ها همچنان ادامه يافت تا اينكه به تازگي خبر مرگ دردناك «محمد مهدي» - 12 ساله – را نيز در روزنامه خوانديم كه او هم متأسفانه به خاطر تماشاي سريال ديگري به استقبال مرگ رفته بود. يك شهروند يزدي نيز در تماس تلفني با گروه حوادث روزنامه گفت: دو سال پيش هم در منطقه خيرآباد يزد دو پسر بچه دبستاني به تقليد از برنامه كودك «فتيله» داخل صندوقچه رفتند كه به علت قفل شدن در صندوق خفه شدند.

تعداد ديگري از هموطنان نيز در تماس‌هاي تلفني خواستار توجه و نظارت هر چه بيشتر مسئولان و دست‌اندركاران صدا و سيما بر نحوه توليد و پخش سريال‌ها، فيلم‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني مختلف و افزايش سطح آگاهي عمومي جامعه شدند.

کلیه و کبد قربانی "پنج کیلومتر تا بهشت" اهدا شد

مرکز پیوند بیمارستان مسیح دانشوری از اهدای دو کلیه و کبد محمد مهدی کودک 12 ساله‌ای که پس از تقلید از «سریال 5 کیلومتر تا بهشت»اقدام به خودکشی کرد تا روحش بتواند از نظر والدینش درباره او آگاه شود، خبر داد.

قاسمی؛ مسئول امور رسانه مرکز فرآهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: محمد مهدی کودک 12 ساله‌ای که بر اثر تقلید از سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» بر اثر خفگی دچار مرگ مغزی شده بود پس از انتقال به بیمارستان سوم شعبان به بیمارستان مسیح دانشوری برای پیوند اعضا منتقل شد.

وی افزود: در این راستا با رضایت خانواده محمد مهدی دو کلیه این کودک برای پیوند به بیمارستان امام خمینی (ره) و کبد وی نیز به بیمارستان نمازی در شیراز منتقل می‌شود.

محمد مهدی که علاقه زیادی به یکی از سریال‌های ماه رمضان با عنوان «پنج کیلومتر تا بهشت» داشت جانش را در راه تقلید از این سریال گذاشت، این کودک در بازی با برادر کوچک خود که عنوان کرده بود می‌خواهم روح شوم و ببینم بابا و مامان راجع به من چه می‌گویند روز سه‌شنبه هفته گذشته وقتی خودش و برادر 6 ساله‌اش را در خانه دید تصمیم گرفت همانند سریال مورد علاقه‌اش (سریال پنج کیلومتر تا بهشت) تبدیل به یک روح شود و به مکان‌های مورد علاقه‌اش سر بزند غافل از اینکه بازی او سرنوشت شومی به دنبال داشت و در نهایت با روسری خود را خفه کرد که بر اثر این حادثه دچار مرگ مغزی شد.

مرجع خبر: خبر آنلاين

واكنش به انتشار فیلم رقص پیرزن رشتی در استقبال از احمدی نژاد در اینترنت

آینده نوشت:

انتشار فیلمی از رقصیدن یك پیرزن در استقبال از سفر استانی احمدی نژاد به رشت در شبكه اینترنت، با واكنشهای متفاوتی همراه شده است.


گروهی از هواداران دولت این را نشانه اوج مهرورزی دولت نهم و دهم می دانند و از آن استقبال كرده اند.

اما بخشی از حامیان سابق دولت كه پیش از این استقبال از احمدی نژاد در سفرهای استانی را ناشی از اعتقاد امت شهید پرور به این سردار مبارزه با فساد می دانستند، درباره آن سكوت كرده اند.

برخی هم این پیرزن را بیمار دانسته اند كه هیچ ارتباطی به هواداران احمدی نژاد ندارد و صرفا از موقعیت به وجود آمده استفاده خود را كرده است.

نكته جالب در این فیلم آن است كه پیرزن مذكور كه چند متر جلوتر از خودروی احمدی نژاد حركت می كند، با استقبال و تشویق مردم مواجه می شود و به حركات خود ادامه می دهد.

در بخش دیگری از این فیلم تلاش یكی از خواهران برای خارج كردن پیرزن مذكور از مسیر استقبال با مخالفت مردم مواجه می شود و وی سرخوش از تشویقها دوباره به حركات موزون مشغول می شود.

مخالفانی که سوزانده شدند تا شاید تاج و تخت حفظ شود و البته نشد

مخالفانی که سوزانده شدند تا شاید تاج و تخت حفظ شود و البته نشد















منبع : تایم

این مرد اگر تمیزشود مریض می‌شود

به گزارش ایرنا، مردی كه در دهستان دژگاه دربخش دهرم شهرستان فراشبند روزگار می گذراند و به حاج عمو معروف است ، از حمام گریزان است و می گوید كه اگرتمیز شود، مریض می شود.

عمو حاجی كه چهره ای همانند انسان های غارنشین دارد و كهنسال به نظر می رسد كه حتی مردم عادی سن او را نزدیك به یك قرن می دانند، رنگ خاكستر گرفته و قشری ضخیم از چرك بر اندام او سنگینی می كند.

چند سال پیش جوانان محل تصمیم گرفتنند عمو حاجی را به رودخانه ببرند تا آبی به بدن این مرد برسد ، به همین منظور هنگامی كه عموحاجی در خواب بود او را در عقب یك وانت گذاشتند تا او را در رودخانه حمام كنند اما وقتی به رودخانه رسیدند ، دیدند عمو حاجی در عقب وانت نیست زیرا او پیش از رسیدن ، خود را به بیرون از وانت انداخته بود تا مبادا بدنش با آب آشتی كند وعمو حاجی همان جا گفته بود اگر تمیز شوم ، مریض می شوم.

عموحاجی از خوردن هر نوع خوراكی تازه و نوشیدن آب بهداشتی پرهیز می كند به گونه ای كه اگر به زورهم به او آب گوارا بنوشانند ، عكس العمل منفی نشان می دهد و به شدت ابراز ناراحتی می كند.
لذیذترین غذاها به قول خودش ، حیوانات مرده و گندیده است و فرقی ندارد كه این حیوان حلال و یا حرام گوشت باشد.
 
 

این سالخورده كه گفته می شود به دلیل مشكل عاطفی كه در ایام جوانی برای او رخ داده از مردم و اجتماع گریزان و گوشه عزلت و انزوا برگزیده سالیان سال است كه در زیر مكانی مسقف ماوا ندارد و در گرما و سرما درهوای آزاد به سر می برد.

برخی از جوانان و نوجوانان دژگاه برای عمو حاجی مرغ ، گربه، روباه ، خارپشت و حتی مار مرده می‌برند او این حیوانات را در گودالی در اطراف خود دفن می كند و پس از چند روز با آتشی كه در این گودال می افروزد ، آن را نیم پز می كند و با ولع خاصی می خورد.

عمو حاجی پس از آن با خوردن آب گندیده كه در یك حلب زنگ زده و حشرات مختلف در داخل آن شناور هستند، وعده غذایی را به پایان می برد.

لیوان او یك حلب 5 /4 كیلویی روغن است و او با استفاده از این حلب روزانه نزدیك به پنج لیتر آب می نوشد.

لباس پوشیدن این مرد در هستان دژگاه كه دارای گرمای نزدیك به 50 درجه سانتی گراد است. شگفتی آور است زیرا او تمام لباس هایی را كه مردم این منطقه برایش می آورند ، پس از بریدن آستین ها ی پیراهن و پاچه های شلوار با دندان ، آنها را برتن می كند.

لوازم زندگی او شامل یك چماق است كه پیشتر پلوس وانت بوده است و وزن آن 17 كیلوگرم است ، استكان چایخوری این مرد عجیب یك كلاه ایمنی اسقاطی است و چند حلب كهنه روغن نباتی است كه بچه های این دهستان با آفتابه در این حلب ها برای او آب می ریزند.

عمو حاجی یك پیپ استثنایی هم دارد كه از یك زانوی سه اینچی آب تشكیل شده كه او سرگین ( فضولات)حیوانات را در آن می ریزد و آتش می زند و به آن پك می زند و با هر مرتبه پك ، دود پر حجمی از دهانش خارج می شود.

افزون بر این كه شست و شوی بدن، ظرف آب و بهداشت برای او معنا ندارد ، خود را با سوزاندن موهای زاید بدن اصلاح می كند.

محل زندگی این مرد رویگردان از بهداشت و مردم ، محل تجمع سگ ، گاو و چهارپایان محل است .
به نظر می رسد تا كنون كارشناسان بهداشت با عموحاجی مواجه نشده اند . شهرستان فراشبند در فاصله 164 كیلومتری جنوب غربی شیراز، واقع شده است.

ایرادهایی که ارشاد پس از 9 قرن به خسرو و شیرین گرفت!

فریبا نباتی مدیر بخش فرهنگی انتشارات پیدایش در گفتگو با خبرنگار مهر از برخی ممیزی‌ها که از سوی وزارت ارشاد به کتاب‌ها وارد می‌شود، گله کرده و گفت: برخی اتفاق‌ها و مسائل باعث می‌شود حال و حوصله کار فرهنگی برایمان باقی نماند. از مسائل اجتماعی و آلودگی هوا که ما نیز مثل همه مردم درگیر آنها هستیم که بگذریم، مشکلات حرفه خودمان و این مساله ممیزی کتاب‌ها خیلی روحیه کار را از بین می‌برد.

وی ادامه داد: ما در انتشارات پیدایش کتاب «خسرو و شیرین» را 7 بار منتشر کرده‌ایم که برای چاپ هشتم تصمیم بر این شد قطع کتاب عوض شود و تنها با همین تغییر ظاهری کتاب برای دریافت مجوز به ارشاد رفت که وقتی کتاب را برگرداندند، چندین و چند مورد اصلاحیه هم بدان وارد کرده‌اند.

مدیر بخش فرهنگی نشر پیدایش درباره یکی از اصلاحیه‌هایی که به این منظومه نظامی گنجه‌ای وارد شده، توضیح داد: بخشی از داستان با این بیت‌ها نقل می‌شود «شکر لب داشت با خود ساغری شیر/  به دستش داد کاین بر یاد من گیر / ستد شیر از کف شیرین جوانمرد/  به شیرینی چه گویم چون شکر خورد / چو شیرین ساقی‌ای باشد هم آغوش/  نه شیر ار زهر باشد هم شود نوش / چو مست از جام می نگذاشت باقی/ ز مجلس عزم رفتن کرد ساقی» که گفته‌اند مصرع «چو مست از جام می نگذاشت باقی» باید حذف شود.

نباتی افزود: همچنین در صفحه 135 کتاب سطر 14 گفته‌اند «در آغوش کشیدن» حذف شود. که این بخش از داستان درباره این است که خسرو را در خواب کشته‌اند و حال شیرین زانو می‌زند و جسد خسرو را در آغوش می‌کشد. و یا در صفحه 45 سطر اول تا سوم تاکید کرده‌اند واژه رقص‌زنان حذف شود که جالب اینجاست که چنین کلمه‌ای در متن نیست.

وی درباره برخی دیگر از اصلاحاتی که برای کتاب در نظر گرفته‌اند، بیان کرد: در صفحات 62، 81 و 82 کتاب هم چنین حذفیاتی اعلام کرده‌اند که باز هم موضوعاتی چون به خلوت رفتن، آغوش، گرفتن دست و از اینگونه موارد مورد نظر بوده است.

این نویسنده در پایان اشاره کرد: همچنین یک کتاب با نام «علوم ترسناک» ویژه گروه سنی الف را برای مجوز فرستاده بودیم که این کتاب مسائل علمی را به زبان طنز برای گروه سنی خردسال آموزش می‌دهد که اینجاها هم ایرادهایی وارد کرده‌اند که به نظر منطقی نمی‌آید و قالب طنز و مخاطب کتاب را در نظر نگرفته‌اند.

شکنجه حیوانات برای پخت غذایی مخصوص

به گزارش مشرق ،غذایی به نام Foie Gras به معنی جگر چرب غذای تجملی و گران قیمتی است که منشاء آن کشور فرانسه است. برای تهیه این غذا مرغابی و غازها را مجبور می کنند مقدار زیادی چربی بخورند تا بیش از اندازه چاق شده و به بیماری جگر چرب مبتلا شوند.

پرندگان مجبور می شوند مقدار زیادی روغن و غذای چرب بخورند. این حیوانات حتی اگر میلی به خوردن نداشته باشند یک لوله فلزی از گلوی حیوان به داخل معده وارد می کنند و به حیوان غذا می خورانند تا حدی که جگر آنها بزرگ و بزرگتر شود.
 


سپس آنها را درون قفس های بسیار کوچک قرار می دهند و آنها را مجبور می کنند که در یک حالت ثابت و بدون حرکت بایستند تا انرژی مصرف نکنند.
 

پاهای آنها در اثر ایستادن های ثابت و طولانی مدت ورم می کندو نمی توانند بخوابند و البته نیازی هم به خواب نیست چون دوباره مجبور هستند غذا بخورند.
 

آن ها را مجبور به خوردن می کنند تا جایی که بدن آنها نتواند این مقدار غذا را تحمل کند و در نهایت بمیرند. در هنگام مرگ معمولا مقدار زیادی روغن و غذای چرب از دهان آنها خارج می شود.
 

این پرندگان نه تنها از ناحیه دهان و گلو دچار جراحت می شوند، بلکه تمام مدت زندگی غم انگیز خود از دل درد و ورم و درد پا عذاب می کشند.
 

تنها کشوری که زنان چند شوهر قانونی دارند

به گزارش ایونا ، تبت تنها كشوري است كه در آنجا بعضي از زنان چند شوهر قانوني دارند و اين كار را به اصطلاح علمي Polyandry مي نامند از آنجا كه اطمينان داشتيم هيچ چيز در جهان بي دليل نيست مانند هميشه دست به دامن تحقيق زديم تا واقعيت اين كار را درك كنيم ، پس از تحقيق طولاني متوجه شديم تنها دليل اين كار مشكلات اقتصادي است و دو دليل برايمان آوردن

دليل اول : پدري كه چهار فرزند دارد ، يكباره يك دختر را به عقد چهار پسرش در مي آورد و البته طبق قراردادي كه دارند زن مذبور هر شب يا هر هفته را با يكي از برادران به سر مي برد ، با اين كار اولا پدر اجازه نمي دهد كه اساس خانواده اش گسيخته شود بلكه بالعكس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان مي گردد و همه پروانه سان دور يك چراغ پرواز مي كنند ، ثانيا ثروت پدر كه از همه مهمتر است پراكنده نمي شود و به هدر نمي رود .


دليل دوم : اگر همان پدر در مدت يكسال چهار دختر را براي چهار فرزندش عقد كند و زنان مذبور جداگانه باردار شوند ، در مدت يكسال يك خانواده چهار نفري ، دوازده نفر خواهد شد . اما چون زمين تبت زياد حاصلخيز نيست و مواد غذايي محدود است ، مي كوشند كه از توليد نسل تا جائيكه مقدور مي باشد جلوگيري كنند و با اين كار جمعيت تبت را هميشه به همان اندازه اي كه هست حفظ كنند . ما پس از شنيدن اين دلايل به مردم تبت لقب مناسبي داديم ، لقبي كه از هر جهت در خور آنهاست(اكونوميست هاي متفكر) !

و در آخر اين سئوال برايمان پيش آمد كه اين جا چه بلايي به سر فرزندان مي آورند و فرزندي كه از يك زن واحد بوجود مي آيد مال كدام برادر است ؟ معلوم شد كه اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همين قياس فرزندان بعدي به برادران كوچكتر خواهد رسيد .

بچه ها به ترتيب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقيه عمو مي گويند .زن تبتي يكي از شوهران خود را براي كار در مزرعه راهي مي كند .

عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا» پس از گذشت 75 سال مشخص شدند.

عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا» پس از گذشت 75 سال مشخص شدند.

به گزارش ايسنا، يك تاريخدان اهل گراناداي اسپانيا مدعي است كه گره از يكي از بزرگترين رازهاي قرن معاصر كشورش، يعني عاملان اعدام و محل دفن «فدريكو گارسيا لوركا»ي شاعر، باز كرده است.

اين شاعر و نمايشنامه‌نويس در سال 1936 در زمان جنگ‌هاي داخلي اسپانيا، كشته شد و محل دفن وي تاكنون ناشناس مانده است. اما «ميگوئل كابالرو پرز»، تاريخدان اسپانياي، با جستجوي سه ساله‌ي آرشيو نيروهاي ارتش و پليس و بررسي 13 ساعت آخر عمر «گارسيا لوركا»، شش مامور پليس و افراد داوطلبي را كه «لوركا» را به گلوله بستند، را شناسايي كرده است.

وي همچنين مدعي است كه محل دفن نويسنده‌ي «عروسي خون»، «يرما» و «خانه‌ي برناردا آلبا» و چند زنداني ديگر را نيز پيدا كرده است.

«كابالرو» در كتاب «13 ساعت آخر گارسيا لوركا» به بيان كشفيات خود طي اين جستجوي سه ساله پرداخته است.

وي علت كشته‌شدن «لوركا» را رقابت ديرينه‌ي سياسي و تجاري ميان چند خانواده‌ي ثروتمند گرانادا، از جمله خانواده‌ي «لوركا»، مي‌داند.

به نوشته‌ي روزنامه‌ي گاردين،‌ وي محل دفن اين نمايشنامه‌نويس جوان را چاهي در نزديكي يك مزرعه بين دو روستاي ويزنار و آلفاكار مي‌داند.

پايان نامه، پاياني براي ...

به گزارش خبرگزاري فارس، شمقدري ادامه داد: خانم بهاره افشاري، خانم ليلا اوتادي و آقاي امير آقايي جزو اولين افرادي بودند كه قرارداد بستند و رفته رفته تركيب بازيگران اصلي مشخص شد‌. به‌‌رغم فشارهايي كه بر بازيگران از طريق پيامك و تهديد و... وارد مي‌شد، به مرحله كليد زدن رسيدم. يكي از كساني كه در آخرين روزها دچار ترديد شد و با اين حرف‌ها كه خودم و مادرم را تهديد كردند، تصميم گرفت از حضور در كار كنار بكشد، آقاي آقايي بود. يعني ما چيزي حدود 30 درصد افزايش هزينه داشتيم به خاطر همين يك خبر. اين خبر مقدمه يك فضاسازي رسانه‌اي عليه پايان‌نامه بود و در عرض 12 ساعت يا كمي بيشتر، كمپين مخالفان پايان‌نامه در فيس‌بوك شكل گرفت. سايت خانم ليلا اوتادي هك شد و عكس ندا آقا‌سلطان روي صفحه آن قرار گرفت و چنان فشار شديد رواني به خانم اوتادي و خانواده‌اش وارد شد كه خيلي عجيب و غريب بود. خانم اوتادي در نهايت مجبور به مصاحبه شد كه بگويد پايم شكسته است و تا دو ماه آينده در هيچ پروژه‌اي نمي‌توانم كار كنم؛ در صورتي كه در همين بازه سر پروژه ديگري حاضر شدند.

تفکیک جنسیتی در کلاس ها    احداث دانشگاههای تک جنسیتی

علی کریمی فیروزجایی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی به خبرآنلاین می گوید: وزیر علوم اعلام کرد در تابستان که فصل تعطیلی دانشگاهها است تحقیقی انجام می شود تا ظرفیت دانشگاهها برای تفکیک جنسیتی مشخص شود و دانشگاههایی که امکان جدا شدن کلاسها را داشته باشند از مهر ماه تفکیک می شوند.

وی می افزاید: حتی المکان باید از اختلاط بی‌مورد دانشجویان دختر وپسر جلوگیری شود و این سیاستی است که خانواده ها ،مجلس، روحانیت وعلاقمندان به نظام، مراجع تقلید بر روی اجرای آن تاکید دارند.

وی از دانشگاه تهران به عنوان دانشگاهی نام برد که امکان تفکیک جنسیتی در کلاس هاو سلف سرویس و....آن وجود دارد و ادامه می دهد: یکی از دغدغه‌های اصلی اولیا دانشجویان این است که فرزندانشان از هدف اصلی آموزش دور نشوند اما به دلیل رعایت نکردن برخی موارد این دانشجویان  گرفتار می‌شوند .

کریمی فیروزجایی می گوید: وزیر علوم اعلام کرد که به جز جداسازی سیاست دیگر این وزارتخانه احداث دانشگاههای تک جنسیتی است و در این زمینه نیز هر گونه حمایت بودجه ای و قانونی که لازم باشد مجلس انجام خواهد داد.

نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی در رابطه با پوشش متحد الشکل برای دانشجویان در محیط‌های دانشگاهی می افزاید: نه تنها در کشور ما بلکه در همه کشورهای دنیا دانشجو باید با پوشش مشخصی وارد محیط دانشگاه شود، دانشگاه یک فضای رسمی است و دانشجو باید در یک محیط رسمی حضور پیدا کند طبیعی است آن پوششی که در یک محفل خانوادگی و کوچه بازار دارد با پوششی که در دانشگاه باید داشته باشد، متفاوت است.البته زمان اجرای این طرح هنوز مشخص نشده است .

وی درباره موضوع سهمیه بندی جنسیتی می گوید: یکی از دغدغه های ما این است که در پذیرش رشته هایی مانند مهندسی معدن یا زنان و زایمان حتما به جنسیت دانشجو توجه شود و این موضوع هم حتما با جدیت دنبال خواهد شد.

وصیت نامه نیما یوشیج پدر شعر نو

امشب فکر می کردم با این گذران کثیف که من داشته‌ام-بزرگی که فقیر و ذلیل می‌شود، حقیقتا جای تحسر است. فکر می‌کردم، برای دکتر حسین مفتاح چیزی بنویسم که وصیت‌نامه من باشد.

باین نحو که بعد از من هیچکس حق دست زدن به آثار مرا ندارد بجز دکتر محمد معین اگرچه او مخالف ذوق من باشد. دکتر محمد معین حق دارد در آثار من کنجکاوی کند-ضمنا دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی و آل احمد با او باشند. بشرطی که هر دو با هم باشند- ولی هیچ‌یک از کسانی که به پیروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند. دکتر محمد معین که نسل صحیح علم و دانش است کاغذ پاره‌های مرا بازدید می‌کند. دکتر محمد معین که هنوز او را ندیده‌ام مثل کسی است که او را دیده‌ام.

اگر شرعا می‌توانم قیم برای ولد خود داشته باشم دکتر محمد معین قیم است. ولو این‌که او شعر مرا دوست نداشته باشد -اما ما در زمانی هستیم که ممکن است همه این اشخاص نامبرده از هم بدشان بیاید. چقدر بیچاره است انسان.

دستخط نیما یوشیج

 

پرویز فنی‌زاده بازیگر نقش مش قاسم در سریال دایی جان ناپلئون

پرویز فنی‌زاده بازیگر نقش مش قاسم در سریال دایی جان ناپلئون بود که بر اثر بیماری کزاز در سن 42 سالگی درگذشت. بر روی سنگ قبر وی تکیه کلامش در سریال دایی جان ناپلئون نقش بسته است: «دروغ چرا؟ تا قبر چهار قدم، آ، آ، آ، آ».

پرویز فنی زاده استعدادی نبوغ آمیز و تباه شده بود که «پنداری دوووووود شد رفت هوا»، و فقدانش حسرت همیشگی هنر نمایش این سرزمین خواهد ماند.



یادی از پرویز فنی زاده ــ بزرگ مرد کوچک

 


25 سال پیش در چهارم اسفند ماه خبرشدیم "ستاره ای" از تئاتر و سینمای و تلویزیون ایران غروب کرد. 25 سال گذشت، و هنوز که هنوز است جایگزینی برایش پدید نیامد و هنوز در فقدان این هنرمند اشک میریزیم و جایش را در صحنه و سینما و تلویزیون میبینیم. هرچند کاری که شایسته او باشد انجام نشده است.
من که همچنان باورم نمیشود که او نیست، نمیتوانم باور کنم "پرویز فنی زاده" نیست و گاهی اوقات فکر میکنم آرام آرام وارد میشود و گوشه ای مینشیند و پیشنهاد میکند تمرین را آغاز کنیم.
"پرویز فنی زاده" با بلوز یقه اسکی و کت اسپرتش میآمد که اولین تجربه کارگردانی را در تئاتر انجام دهد. و من به عنوان دستیار کارگردان در کنارش بودم. داشتیم نمایش "خدا را هجی کن" را تمرین میکردیم. در پاییز قبل از انقلاب 57 و چون جای تمرین مناسب نداشتیم در خانه یکی از بازیگران تمرین میکردیم. فنی زاده میآمد و آرام گوشه ای مینشست و میگفت تمرین را شروع کنیم. خیلی آرام بود. چون مشکلات خودش را حل کرده بود و خودش را نجات داده بود اگر بشود گفت نجات و کلاسهای گروهی "تراپی" میرفت. بهش میگفتیم خودت هم بازی کن. میگفت نه میخواهم تجربه کارگردانی را برای بار اول درست انجام دهم. کار در سه ماه تمرین آماده شد ولی هیچ سالنی برای اجرا در اختیارش قرار نگرفت. یادش به خیر همیشه سر تمرین میگفت: بچه ها از یه کمی پایین تر شروع کنید.
بزرگترین امتیاز "فنی زاده" این بود که میخواست "فنی زاده" باشد و نه کسی دیگر و به خاطر همین هم نوع بازی او از جنس بازی خود او بود.
اگر آقای "حکمتی" بود در رگبار، آقای حکمتی بود که هیچ وجه تشابهی با "ملیجک" در سلطان صاحب قران نداشت و در همان زمان "مش قاسم"دایی جان ناپلئون بود که با همه اینها متفاوت بود، افسوس که از کارهای تئاتری اش چیزی در دست نیست. شاید فقط چند عکس در آلبوم همکاران.
جالب این است که هنرمندانی چون "فنی زاده" همیشه دچار کمبودهای مادی و تنگناهای" گذران زندگی بوده و هستند. او تعریف میکرد وقتی جایزه بهترین بازیگر را از دست "جوزف لوزی" می گرفتم. داشتم فکر میکردم اگر دوستم لباس به هم قرض نمیداد، چگونه باید در این مراسم شرکت میکردم. 16 سال بود که به عنوان بازیگر قراردادی در اداره تئاتر کار می کرد و وقتی که رفت بر سر مزارش حکم رسمی استخدامی اش را به دست همسرش دادند. اما او هیچگاه نه نالید و نه پیش کسی گلایه کرد. سوخت و سوخت تا تمام شد.

رادیوآیدا


http://asemanekabud.blogfa.com/post-136.aspx

http://fararu.com/vdciyyay.t1a552bcct.html

ادامه نوشته

گفتگو بایک روس پی


روبروی من نشسته و به سیگارش پک می زند. 27 سال بیش ندارد. زیباست. موهای بلند و خرمایی تناسب اندام را با قد بلند و هیکل ترکه ای کامل می کند. رکسان اهل مولداوی است. دو سالی میشود که می شناسمش. آمده است تا با هم پیش دکتر زنان برویم. در ضمن می خواهد یک آزمایش خون بدهد. در آزمایش خون قبلی به او گفته اند که احتمالا هپاتیت ب دارد.

به من می گوید که آمده است تا موسسه ما کاری کند تا صدای روس پیان به گوش سیاستمردان برسد. چند هفته پیش، شهردار منطقه 1000 بروکسل تصمیم گرفت که به هتل هایی که محل کار روسپیان هست مالیات مهمی ببندد. صاحبان این اماکن باید به ازای هر قسمت از ساختمان اعم از اتاق، دوش، توالت، راهرو ... سالانه 2500 یورو به شهرداری مالیات دهند. مبلغ مالیات بستگی به هتل دارد و گاهی به 50000 یورو در سال میرسد. هزینه ای است که احتمالا کسی از پرداخت آن بر نخواهد آمد و باید بار و بندیلش را جمع کرده و برود.
دختران به ناچار باید به هماغوشی در ماشین یا پارکینگ و ... تن دهند.
روسپیگری پر خطر میشود. امنیت و سلامت این زنان باعث نگرانی موسسه هایی مانند ما میشود.

رکسان نگران آینده کارش است. می گوید سرنوشت من و امثال من که اقامت نداریم و قاچاقی اینجا زندگی می کنیم چه می شود؟

به شوخی می گویم: ازدواج با یک بلژیکی تنها راه کارت اقامت است.
می گوید: یک دوست پسر دارم که احتمالا قبول هم می کند ولی من می خواهم مستقل باشم. وابستگی به مرد هرگز.
می گوید: دوست داشتم به همه بگویم که این کار من است و من دوست دارم این کار را بکنم. جامعه بدون روسپیگری نمی شود که، می شود؟
می گویم: نمی دانم.

می گوید: آمار نشان می دهد که در جامعه هايی که روسپیگری در آنان ممنوع است میزان تجاوز به زنان زیاد است.

می گویم: تو این کار را می کنی که میزان تجاوز را کاهش دهی؟
می گوید: بله. در دنیا دو دسته زن وجود دارند. یک دسته زندگی خانوادگی دارند، همسرند، مادرند و احتیاج به امنیت دارند. یک دسته دیگر هم مانند من این شغل را انتخاب کرده اند تا مردها ارضا شده و به آن دسته دیگر تجاوز نکنند.
می گویم: انگار که زنان را به دو تیم تقسیم کرده باشی. یک دست اینور تور و دسته دیگر در زمین مقابل.
با سر تایید می کند.

می گویم: باشد قبول. ولی تو چطور شد که خودت را در دسته آنهایی که قرار است قربانی رفاه و امنیت دسته دیگر بشوند قرار دادی؟
با چشمان درشتش به من نگاه می کند، شانه اش را بالا می اندازد.
می گوید: نمی دانم.

رکسان پولی را که بدست می آورد به مولداوی میفرستد تا مادر، برادر و پسر 7 ساله اش در رفاه زندگی کنند.
پدرش را حتی به یاد نمی آورد. وقتی کودکی بیش نبوده مادرش را رها کرده و هرگز خبری از او نیامده.

چند سال بعد مادرش دوباره ازدواج می کند و دارای پسری میشود که ناقص به دنیا می آید. رابطه به مرور زمان عوض میشود و ناپدری که کارش را عوض کرده و در اداره پلیس به عنوان راننده کار می کند شروع به عیاشی می کند و کتک خوردن های مادر از دست شوهرش شروع می شود. فضای خانه غیر قابل تحمل است. برای دوران دبیرستان، رکسان که استعداد بسیاری در طراحی دارد به رومانی می رود و چند سالی در آنجا می ماند ولی در 17 سالگی قرارداد بین دو کشور در مبادله دانش آموز و دانشجو لغو شده و او به خانه برمی گردد. خشونت به حداکثر رسیده. برای او شوهری پولدار پیدا می کنند. مردی 34 ساله که رکسان هیچ حسی به او ندارد.
نتیجه ازدواج بعد از مدتی تولد دو فرزند دوقلو است که یکی از آنها در چند ماهگی بر اثر ابتلا به مننژیت می میرد.

شوهر زن را نمی بخشد و او را تنبیه می کند و می خواهد او را طلاق بدهد.
رکسان ترک می شود و با فرزند باقی مانده تنها می ماند. فقر بی رحمانه خانواده را تحت فشار قرار می دهد. مادر از شوهر دوم جدا شده و بی کار است.

رکسان به دنبال راهی است تا به اروپای غربی بیاید. به همراه یک قاچاقچی انسان کشورش را ترک می کند. در راه به یک مرد دیگر فروخته می شود. بعد از چند ماه به ایتالیا می رسد و مرد قاچاقچی او را به خود فروشی مجبور می کند.

رکسان رویای ارشیتکت شدن را به دست باد می سپارد و در خیابانهای ایتالیا به کالای برای مردهای مشتری بدل می شود. مرد تمامی پول او را هر شب از او می گیرد و برایش مقدار ناچیزی برای زندگی باقی می گذارد.
پلیس ایتالیا مرد را در طی عملیاتی دستگیر کرده و به عنوان قاچاقچی انسان به زندان می فرستد.

رکسان از ایتالیا می گریزد و خود را به بلژیک رسانده و در آنجا شروع به خود فروشی می کند.
استعداد زبانش خوب است. به ایتالیایی و فرانسه صحبت می کند.
می گویم: چطور با این شغل کنار می آیی؟ سختت نیست.
می گوید: عادت کرده ام. وقتی با یک مشتری هستم فکر می کنم این کار من است. بدنم در اختیار اوست و روحم و حسم به خودم تعلق دارد. برای دوست پسرم نگهش می دارم.

می گویم: با مشتری ها مشکلی نداشته ای؟

می گوید: نه. بعضی اوقات مردهایی هستند که فقط نیاز دارند زنی آنها را در آغوش بگیرد و درخواست جنسی هم ندارند. بعض ها هم زنانشان را دوست دارند ولی از زندگی جنسی شان راضی نیستند و چون نمی خواهند معشوقه بگیرند و به کسی وابسته شوند، ترجیح می دهند با یک روسپی بخوابند و پولی بدهند و بروند پی کارشان. من در کارم به خیلی ها کمک می کنم. به مرهایی که کمبود دارند هم کمک می کنم.

می گویم: تا حالا شده کسی عاشقت بشود و به تو پیشنهاد یک رابطه جدی کند؟
می گوید: بله. ولی من قبول نمی کنم.به آنها می گویم با من هیچ آینده ایی ندارند. نمی خواهم زندگی شان را خراب کنم و آنها آزار ببینند.
می گویم: آیا نمی ترسی که با پایبند شدن به یک مرد و رابطه جدی برقرار کردن، خودت آزار ببینی؟
کمی مکث می کند. چند ثانیه سکوت می کند و به من نگاه می کند.
می گوید: شاید
می گویم: به مردها اعتماد داری؟
می گوید: نه. ابد
ا. اگر تو به جای من بودی و می دیدی که مردها با من و با زنان دیگر چه کرده اند، من را شاید می فهمیدی.

بعد برایم از تجاوز قاچاقچیان به دخترانی که مانند گله گوسفندی از این کشور به آن کشور خرید و فروش می شدند حرف می زند. قاچاقچی می آمد، در اتاق را باز می کرد، از میان 12 نفر یکی را انتخاب می کرد و می برد به اتاق بغلی. بعد هم صدای فریاد و خنده و عربده در خانه می پیچید. حس ناتوانی زجرم میداد چون نمی توانمستم برای آن دختر کاری انجام دهم.
وقت تمام شده بود. باید راه می افتادیم. داستان رکسان را کاش می توانستم در دفتر کارم می گذاشتم و در را پشت سر خود و او می بستم.


منبع:
دنياي من:http://www.donyayeman.com

دانستنیهای عجیب جنسی

موشها تا 20 بار در روز با هم آمیزش می کنند

· س ک س بهترین و ایمن ترین آرام بخش است و اثر آن 20 برابر والیوم است.

· در ازای هر یک صفحه با محتوای عادی تقریبا 5 صفحه پورنوگرافی روی اینترنت هست.

· ریش مردانی که بصورت مکرر س ک س دارند سریعتر رشد می کند.

· خفاشهای مذکر بیشترین درصد همجنس گرایی را در میان پستانداران دارا می باشند.

· فورمیکوفیلی یک جور فتیش است که مبتلایان به آن دوست دارند مورچه و سایر حشرات روی آلت تناسلی آنها راه برود.

· طبق قانونی در هنگ کنگ زنانی که شوهرشان به آنها خیانت می کنند حق دارند مرد را بکشند ولی این کار باید با دست خالی انجام شود.

· درقوانین قدیم یونان گاهی مردانی را که به زنانشان خیانت می کردند به مکانی عمومی می بردند، موهای زهارشان را می زدند و در مقعدشان یک تربچه بزرگ فرو می کردند.

· در هندوستان خرج یک فاحشه از خرج یک کاندوم کمتر است.

· زنانی که داستانهای عشقی می خوانند دو برابر دیگر زنها س ک س دارند.

· به طور متوسط آدمها دو هفته از عمرشان را صرف بوسیدن می کنند.

· یک نوع کاندوم هست که نامش را از رامسس، فرعون مصر، گرفته اند. جناب رامسس 160 فرزند داشت.

· به طور متوسط مردان هر 7 ثانیه یک بار به س ک س فکر می کنند.

· زنی که صاحب رکورد بیشترین تعداد فرزند است 69 فرزند زاییده است.

· رکورد ثبت شده جوانترین والدین دنیا متعلق به یک زوج چینی در حدود سال 1910 میلادی است که 9 ساله و 10 ساله بودند.

· بعضی از شیرها تا 50 بار در روز آمیزش می کنند.

· تنها موجوداتی که به صرف لذت بردن س ک س دارند عبارتند از: انسانها، میمونهای بونوبو و دولفینها.

· در اندونزی می شود کسانی را که در حین ا س ت م ن ا دستگیر شوند گردن زد.

· هر روز در دنیا در حدود 120 میلیون آمیزش رخ می دهد.

· اوج لذت جنسی خوکها تا 30 دقیقه به درازا می کشد.

· یک دقیقه بوسیدن 26 کالری می سوزاند.

· تنها 17 درصد زنان در طی نزدیکی به اوج لذت جنسی می رسند.



http://golchinmoh3en.mihanblog.com/

خودكشي دانشجوي صنعتي شريف در خوابگاه سه شنبه 14 اردیبهشت 1389

وصيت‌نامه‌اي از متوفي با اين مضامين به دست آمد كه:

"من مي‌توانستم رشته‌ي بهتري قبول شوم اما در رشته‌ي فيزيك مشغول به تحصيل شدم.

مسائلي كه بايد حل كنيم مسائل بسيار پيچيده‌اي است و جواب‌هاي شيريني دارد اما متاسفانه حل‌المسائل‌هايي كه وجود دارد باعث مي‌شود پاسخ تمام اين سوالات پيچيده را به راحتي كپي كنيم و به استادان خود تحويل دهيم. اينجا مثل مدرسه همه به درس خواندن فكر مي‌كنند و فضاي دوستي حاكم نيست"

لینک خبر 

اعتراف از روی اجبار

 

 

روزنامه اعتماد ملي    -   شماره 960   -  13/4/88    -   به روايت تاريخ

 

اعتراف از روي اجبار

از نگاه قرآن كريم و سيره نبوي ( ص)

مشركان قريش از عمار ياسر كه پدر و مادرش را با شكنجه پيش رويش كشته بودند ، مي خواستند براي رهايي ، يكي از سه امر زير را انجام دهد :

1-    ناسزا گفتن به پيامبر خدا ( ص )

2-    بيزاري جستن از دين اسلام

3-    برگشت به پرستش بتان

عمار ياسر صحابي جليل القدر پيامبر خدا و پرچمدار اميرالمونين علي عليه السلام به پيامبر ( ص ) عرضه داشت : ابوجهل رئيس مشركان از من دست بر نداشت تا مجبور شدم بر اثر فشار شكنجه از بتان به نيكي ياد كنم و از تو پيامبر خدا ( ص ) فرمود : دلت در چه حالي است ؟

عمار گفت : دلم پر از ايمان و اطمينان است .

پيامبر ( ص ) فرمود : اگر دوباره تو را به اين كار دعوت كردند ، همان كار را انجام بده ! سپس آيه اي در وصف عمار عمار نازل شد : اگر كسي به خدا ايمان آورده از روي اجبار كفر ورزد ولي دلش به ايمان مطمئن باشد ، ( جاي نگراني نيست ) .